بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٦٢ - تفاوت علم راسخ و علم سريع الزّوال
معمولا فلاسفه، علم را از مقوله كيف و عرض مىدانند؛ مانند سياهى و سفيدى كه عارض بر جسم و از مقولهء كيفاند؛ ولى علم عرض و كيف نفس است.
بحث اين است كه آيا ملكات اخلاقى، مثل سخاوت، شجاعت و عدالت و...، نوعى علم براى نفس به شمار مىروند و يا اينكه فقط در اين جهت مشتركاند كه هر دو عرضاند، ولى هركدام عرض خاصى هستند؛ مثل سفيدى و سياهى در اجسام كه هركدام عرض جداگانهاند؟ آيا مىشود گفت علم يك جور عرض است و اخلاق نحوهء ديگرى از آن، با اينكه هر دو عرض نفسانى هستند؟
حق اين است كه اخلاق از قبيل علم است؛ منتها چون به مرحله رسوخ و ثبوت و دوام رسيده و ملكه شده است، علم راسخ و پابرجا است؛ به گونهاى كه گويا طبيعت ثانوى انسان شده است و موجب مىشود كه افعال به سهولت و بالطبع بدون هيچ رنج و زحمتى از او صادر شود و در عمل فرد اثر گذارد؛ مثلا انسان سخاوتمند با داشتن ملكه و صفت سخاوت احسان و كمك به ديگران باب طبع او است و به راحتى بخشش مىكند؛ برخلاف بخيل كه چنين ملكه و علم ثابتى را ندارد و بخشش را با اكراه و سختى انجام مىدهد.
تفاوت علم راسخ و علم سريع الزّوال
علم بر دو قسم است: ١. سريع الزّوال، ٢. راسخ. كسى كه مىخواهد رانندگى بياموزد، پشت فرمان و در كنار يك تعليمدهنده مىنشيند. هرگاه كه به تقاطع مىرسند، شخص آموزشدهنده مىگويد كه بايد فرمان را اينطور بچرخانى. در اينجا فرد تحت تعليم، بهطور آنى علم پيدا مىكند و اين علم در عمل او اثر مىگذارد؛ چون او گفت فرمان را در پيچ بايد چنين بچرخانى، او نيز همان گونه چرخاند. باز وقتى به پيچ رسيد باز هم چون علم قبلى نيست، بايد بار ديگر آموزشدهنده چگونگى چرخاندن فرمان را تذكر دهد. اين كار