بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٥١ - اهميت حفظ زبان
شخص عادى مىشوند و در صدد جبران و اصلاح آن برنمىآيد و اين يكى از مفاسد مهمّ حقير شمردن گناه است و ريشهء كوچك شمردن گناه همان غرور است و مطابق آن قاعده كلى، غرور عبارت از اين است كه نفس و روح انسان از انجام گناه اضطراب و هراس نداشته باشد كه يكى از شعبههاى آن ناچيز شمردن گناه است.
عوامل سبك شمردن گناه
سؤال اين است كه چگونه با اينكه اعتقاد به خدا و ايمان به پيامبر (ص) و ائمه طاهرين داريم، گناه را كوچك مىشماريم؟ در اينجا مىتوان عواملى و يا افكارى را ذكر كرد كه سبب مىشود انسان كارى را كه مخالفت با خدا را كوچك بدانيم؛ از جمله اينكه گمان مىكنيم چون گناهان به كبيره و صغيره تقسيم شدهاند، پس ارتكاب گناهان صغيره اشكالى ندارد.
البته فقها و علماى اخلاق در اين زمينه دو دستهاند: بعضى از آنها مىگويند گناهان به دو دسته تقسيم مىشوند: گناهان كبيره مانند زنا، سرقت، آدمكشى، قسم دروغ، غيبت، اسراف و غير اينها؛ و گناهان كبيره مثل يك نگاه لذّتآميز به نامحرم. روايات در باب گناهان كبيره مختلف است؛ بعضى روايات شماره آنها را هفت مورد و بعضى هفتاد مورد مىدانند. برخى روايات هم موافق با قول فقهايى است كه گناهان را تقسيم به كبيره و صغيره كردهاند.
اما عدهاى از علما معتقدند كه همه گناهان كبيرهاند؛ چون هر گناهى با قطع از گناه ديگر فى حد نفسه، مخالفت با خدا و معصيت و نافرمانى او و گناه كبيره است، منتها درجه بزرگى گناه نسبى و در مقايسه با گناهان پايينتر است و هر گناهى نسبت به گناه بالاتر صغيره است مثل شرابخوارى كه نسبت به قتل نفس و همين شرابخوارى نسبت به دزدى و نظر به نامحرم كبيره است.