بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣١٣ - غرور اهل عبادت و عمل
چنين روحيهاى از هر گناهى مهلكتر و بزرگتر است.
و لذلك قال الشيطان: يا ابن آدم! اذا ظننت انّك بعملك تخلص منّى فبجهلك قد وقعت فى حبالى؛ براى اين جهت شيطان گفت: «اى فرزند آدم وقتى گمان كردى با عملت از من خلاصى يافتى پس به نادانيت در دامهاى من واقع شدى.
سپس وقتى واعظ از اين مرحله هم گذشت و عجب به نفس را از خود دور كرد و دانست كه اين موفقيت از خدا است نه از او و خودش موجودى ضعيف است و چنين قدرتى ندارد، باز ترس اين هست كه به فضل و اعتماد به كرم خدا و امن از مكر او، مغرور شود و بپندارد بر همين راه تا آخر مىماند:
و لا ريب انّ الآمن من مكر الله خاسر مغرور؛ و شكى نيست كه از مكر خدا ايمن است زيانكار و مغرور مىباشد.
پس راه نجات بعد از تهذيب نفس و خلوص قصد و انقطاع از دنيا و لذات آن، به اين است كه انسان همه اين موفقيتها را از فضل و عنايت خداوند سبحان بداند و در هر لحظه بر خودش ترسان باشد كه نكند حال خوشى كه دارد از او سلب شود و آسوده از مكر خدا و غافل از خطر خاتمهء كار نباشد و اين خطرى است كه گريزى از آن نيست و ترسى است كه نجات ندارد مگر به عبور از پل صراط و دخول در بهشت آرى هركه از پل بگذرد خندان بود. بعد از اين مرحوم نراقى مىفرمايد: براى همين جهت است كه شيطان براى بعضى از اولياء الله هنگام جان كندن ظاهر شد با اينكه يك نفس از عمرش بيشتر باقى نمانده بود و به شيطان گفت اى فلانى دست از من برداشتى!؟ گفت: «لا بعد». يعنى هنوز نه. بلى شيطان تا آخرين نفس دست از انسان برنمىدارد.
غرور اهل عبادت و عمل
مرحوم نراقى مىفرمايد مغروران از اينها زيادند و به بيان شرح حال هفت طايفه از آنان مىپردازند.