بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٨ - اهميت تزكيه نزد خداوند
مساوى دادهاند، امّا «ز عشق تا به صبورى هزار فرسنگ است». سخاوتمند از دادن پول لذّت مىبرد و بذل و بخشش براى او آسان است و براى او صدمه روحى ندارد؛ ولى براى بخيل تلخ و ناگوار است و به سختى مىبخشد.
پس تفاوت اين دو در اين است كه سخاوتپيشه، ملكهاى دارد كه به دليل داشتن ملكه سخاوت، به راحتى بذل و بخشش مىكند؛ ولى شخص بخيل آن ملكه را ندارد.
شجاعت همچنين است. شخص شجاع و نترس، هنگامى كه از فداكارى سخن به ميان آيد، زود تحريك مىشود و به آن كار اقدام مىكند و پا به عرصههاى خوفناك و هولناك مىگذارد و اين كارهاى خطرناك براى او ناگوار نيست. چون صادر شدن چنين كارهايى از شجاع به مقتضاى روحيه شجاعت و فداكارى اوست، كه چنين امورى را به راحتى انجام مىدهد؛ برخلاف فرد ترسو و بزدل كه چهبسا از سايهء خود بترسد و جرأت نكند از محلّ تاريك عبور كند و اگر هم با اصرار پا به تاريكى بگذارد، در بازگشت نفسنفس مىزند و ناراحت است.
بنابراين خلق، به معناى دارا بودن ملكهاى است كه در اثر آن كارهاى خوب و مثبت به راحتى و بدون هيچ تكلّفى از دارندهء آن خلق، سر مىزند؛ مثلا كسى كه مؤدّب و خوشخلق است، در گفتار و كلمات و رفتار او نرمى و ملايمت وجود دارد و رفتار او زننده نيست؛ اما كسى كه بدخلق است همين كه حرف مىزند، ديگران را ناراحت مىكند، زبانى گزنده دارد، با همه تندى و بداخلاقى مىكند و معاشرت با او آزاردهنده است. چنين كسى اگر كار خوبى هم انجام دهد، ديگران مىگويند كار او استثنايى بوده و خلق و طبيعتش غير از اين است.
تفاوت جوهر و عرض: ملكه از عوارض ثابت روح است. در علم كلام و حكمت (فلسفه) مىگويند ماهيات و موجودات دو قسماند: جواهر،