بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٨١ - آيا اخلاق قابل تغيير است؟
آن را جهت داد و تربيت كرد؛ نظير اينكه شهوت را بايد تهذيب كرد و جهت صحيح داد، نه اينكه انسان شهوت نداشته باشد، و همچنين قوهء غضبيّه را نمىتوان امر باطلى دانست؛ بلكه اينها از الطاف خداوند است كه در وجود ما نهاده است و اينها به موقع خودش به كار مىآيند. اگر ما غضب نداشته باشيم، اصلا غيرت هم نخواهيم داشت. حس ناموسپرستى و دفاع از دين، وطن و دفاع از ملّيت همه در اثر داشتن قوّهء غضب است. اگر ما در خانهء خود را مىبنديم كه دزد نيايد، از آثار غضب است و اگر اين قوهء در وجود ما نداشت، از هيچچيز دفاع نمىكرديم و نابود مىشديم. اين قواى طبيعى بايد باشند، ولى تأثير آنها در حد اقتضا است، نه عليّت تامّه كه قابل تغيير و پيشگيرى و كنترل نباشد.
پس مزاج در صورت فراهم بودن شرايط و نبود مانع، اثر مىگذارند و مىتوان با ايجاد مانع، كارى كرد كه مزاج و طبيعت تأثيرگذار نباشد. از سوى ديگر خداوند در كنار قواى طبيعى همچون: غضب و شهوت، قوهء عقل را قرار داده تا با آن سود و زيان و فساد و صلاح كار را بررسى و قوههاى ديگر را تعديل كنيم. بنابراين نفس انسان خوپذير و قابل تربيت است.
مبناى تربيت در عالم نيز چه از ناحيه شرايع الهى و چه از ناحيه مكاتب غير الهى، بر اين ديدگاه استوار است كه تربيت مؤثر است. اگر اخلاق و آداب و رسوم و رفتار انسانها قابل تغيير و اصلاح نباشد، آمدن پيامبران و كتب آسمانى و دستورهاى اخلاقى و دينى و تربيتى لغو و بىفايده خواهد بود و نظريه زوالناپذير بودن اخلاق سر از جبر بيرون مىآورد؛ زيرا هركسى كار باطل و اخلاق ناپسند خود را به بهانه اينكه منشأ آن غير اختيارى و به اقتضاى طبيعت است، توجيه مىكند و خود را معذور مىداند و آن را به خداوند نسبت مىدهد و در صدد اصلاح آن برنمىآيد و تلاش خود را بىنتيجه مىشمارد.