بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٩ - آيا اخلاق قابل تغيير است؟
مزاج خاص مخصّص فيض است؛ يعنى فيض متناسب با خود را به خود اختصاص مىدهد.
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شورهزار خس
مثلا اگر انسان اجزاى غذايى را بخورد، يك نوع مزاج براى او پيدا مىشود كه قابليت دارد در رحم واقع شود و صورت جنين به خود بگيرد و كمكم انسان بشود. هرگاه كه مزاج خاص قابليت و استعداد داشته باشد، چون خداوند نيز. در فيض بخشى بخيل نيست، بىدرنگ صورت كمالى به او افاضه مىشود؛ اما اگر بزغالهاى همين غذا را مىخورد و جزء خون او مىشد، از آن بچه بزغاله پديد مىآمد، نه بچهء انسان. اين نه به اين سبب است كه خداوند بخل ورزيده است، بلكه آن حيوان نمىتواند با مزاج خاص خود اين فيض را بپذيرد.
اين عدّه مىگويند انسانها هم با اينكه همه در اصل انسانيت با هم شريكاند، اما هركدام مزاج خاصى دارند و اخلاق هركسى تابع مزاج او است و همان گونه كه گفته شد مثلا انسانهاى پرخون و يا آنها كه خونشان كثيف است و چهرهء آنها رو به سياهى رفته، معمولا دموىّ المزاج و تندخويند، و اشخاصى كه در مناطق سردسير و مرطوب بزرگ شدهاند، مزاج ملايم دارند و چه بسا غيرت اشخاص دموى خونى و حرارتى را ندارند و مىگويند اينگونه اشخاص را نمىشود تغيير داد و روى آنها اثر گذاشت.
امّا علماى اخلاق مىگويند اگر هم به فرض اخلاق تابع مزاج باشد، اما علّت تامّه نيست؛ بلكه مقتضى است و مىتوان براى جلوگيرى از تأثير مقتضى مانع ايجاد كرد تا اثر نكند. در اين زمينه بعضى از اساتيد بزرگ، مىگفتند كسى كه مزاج او حرارتى است، ميل فراوانى به خوردن ترشى دارند، ولى اين اشتها جبرى نيست؛ چون اگر او بر اثر سرماخوردگى مريض شود و دكتر او را از ترشى منع كند، او به وسيله عقل خود مىتواند خود را كنترل كند. گرچه براى