بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٨٥ - عشق و محبت
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
آتش اين شوق و محبت هر روز تيزتر مىشود و به جايى مىرسد كه از همه چيز صرفنظر مىكند و تمام توجهش به ذات حق معطوف مىشود و فقط او را دوست مىدارد و دلش تنها براى او خاضع مىشود. چرا چنين نباشد؛ در حالى كه هر جمال و كمالى در جايى مشاهده مىكند، نمونهاى از آن كمال بىپايان و جمال بىمثال و خوبى بىحد و انتهاى او است. اين بندهء عاشق مىداند هركس هرچه دارد از خداست؛ زيرا همه آيات و نشانههاى او هستند و از خود استقلالى ندارند و از ذات پاك او حكايت مىكنند. چنين فردى شوق و محبت، تمام دل او را احاطه كرده، جز عشق و محبت چيزى بر وى حكومت مىكند و هيچچيزى را جز براى خدا دوست نمىدارد. به قول عارف كامل و عاشق واصل امام على (ع):
ما رأيت شيئا الاّ و رأيت الله قبله و بعده و معه؛ هيچ چيز را نديدم، مگر اينكه خدا را قبل و بعد از آن و با آن ديدم.
در تفكر عرفانى، هيچچيز استقلال ندارد و از نظر عمل هم بنده عاشق سالك، با ديگران فرق دارد؛ زيرا او فقط خدا را دوست دارد. بنابراين جز او را نمىخواهد و نمىطلبد و از غير او نمىترسد و فعل و ترك و خشنودى و غضبش فقط براى خداست. ازاينجهت، مقاصد او با مقاصد ساير مردم فرق دارد. چهبسا تاكنون دنبال هر فضيلتى مىرفت، بدين جهت بود كه آن كار در نظرش فضيلت انسانى است و از هر كار و صفتى دورى مىجست، براى آن بود كه از رذايل انسانى است؛ ولى اكنون جز خدا نمىخواهد و توجهى به فضيلت بودن كار و صفت و ستايش مردم و در يك كلمه دنيا و آخرت و بهشت و جهنم ندارد؛ مقصود واقعى او خدا، و زاد و توشهء او بندگى خالصانه و راهنماى او شوق و محبت الهى است - رزقنا الله ان شاء الله.