بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١١٠ - مفهوم پست بودن دنيا
قرار داده و نعمتهاى خارجى از قبيل آب، هوا، خورشيد و ماه، همه خوب و مورد استفادهاند. مراحل عمر و زندگى هم خوب است، ولى هرگاه كه آن را با عالم آخرت و نعمتهاى جاويد آن مقايسه كنيم، مىبينيم چقدر دنيا ناچيز و بىارزش است. پس پستى دنيا، نسبى و قياسى است، نه اينكه مطلقا بد باشد؛ چون اگر بد بود، خداوند آن را خلق نمىكرد.
بنابراين ارزشمندى دنيا بستگى دارد به بهرهبردارى و استفادهء نيكو از آن، نه اينكه براى به دست آوردن دنيا و رسيدن به منافع مادى آن پيروى از حق را ناديده بگيريم و از وظيفه اصلى خود غافل شويم. سعدى مىگويد:
دنيا نيرزد آنكه پريشان كنى دلى زنهار بد مكن كه نكرده است عاقلى
بدى دنيا از اين لحاظ است كه گاهى رسيدن به آن بدون ظلم و اجحاف امكانپذير نيست؛ زيرا كسى كه مىخواهد هميشه خوب بخورد و خوب بپوشد، هرگاه كه از راههاى عادى كه عقل و شرع تعيين كرده نتواند به هدف خود برسد، دست به ظلم و ستم مىزند كه اين كار براى او در آخرت تاريكى را به ارمغان مىآورد به قول معروف: الظّلم ظلمات يوم القيامه. ظلم تاريكىهايى است روز قيامت. دنيا و خوشيهايى كه از راه غصب حق يتيم و مستضعف و بيچاره تأمين شود، بىارزش است و ظلم و ستم در روز قيامت موجب تاريكيها مىشود. قرآن مىفرمايد:
إِنّ الّذِين يأْكُلُون أمْوال الْيتامى ظُلْماً إِنّما يأْكُلُون فِي بُطُونِهِمْ ناراً و سيصْلوْن سعِيراً؛ [١] آنان كه اموال يتيمان را به ستمگرى مىخورند، در حقيقت آنها در شكم خود آتش جهنم فرو مىبرند و به زودى در آتش فروزان خواهند افتاد.
دنيا و مال ثروتى كه از راه حسدورزى به دست آيد، قدر و قيمتى ندارد. رشك بردن به اينكه چرا ديگرى بهتر از ما زندگى مىكند و در رفاه و آسايش
[١] نساء (٤) آيهء ١٠.