بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٨٣ - عشق و محبت
در مباحث قبل گفتيم كه يكى از راههاى تحصيل ملكات، علم راسخ و ثابت است و فلاسفه مىگويند، در نظر گرفتن نتايج كار خير است كه شخص با توجه به آن خود را وادار كند به انجام دادن آن فعل تا به تدريج اين علم به فوائد، در او به صورت ملكه دربيايد.
اين نتايج و غايات ممكن است دنيايى باشند؛ مثل اينكه براى تربيت خود به صفت قناعت، به اين حديث توجه كند كه على (ع): عزّ من قنع و ذلّ من طمع؛ [١] عزيز شد كسى كه قانع بود و ذليل شد كسى كه طمعكار بود، و يا اين شعر را به خاطر داشته باشد كه:
گنجِ آزادگى و كُنج قناعت گنجى است كه به شمشير ميسّر نشود سلطان را
مىبينيم كه در اين حديث و شعر، آثار دنيوى قناعت ذكر شده است و نفس ما با توجه به اين آثار، مىتواند خود را به صفت قناعت متصف سازد.
عشق و محبت
عرفا هم براى تحصيل ملكات نفسانى راهى دارند كه همان عشق و محبت است و بيشتر عرفا معتقد به اين روش هستند؛ مثلا مولوى مىگويد:
شاد باش اى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما[٢]
عرفا مىگويند با اين شيوه، سريعتر مىتوان به كسب ملكات فاضله نايل آمد. راه عشق، چنان عاشق را به طرف معشوق واقعى مىكشاند كه براى نيل به مقصود، از همه چيز مىگذرد. در روش عرفا، هدف ذات حق است، نه كسب فضيلت.
[١] غرر الحكم، ص ٣٩٢.
[٢]. مثنوى، دفتر اوّل، سطر ١٦، ص ٢.