بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٣ - تفاوت دلرحمى با ضعف نفس
أ لمْ تر إِلى الّذِين يُزكُّون أنْفُسهُمْ بلِ اللّهُ يُزكِّي منْ يشاءُ [١]آيا نديدى آنان را كه خود را پاك مىدانند؛ در حالى كه خدا مىداند چه كسى واقعا پاك است و او است كه اشخاص را تزكيه مىكند.
اولا، براساس اين آيه، تنها خدا آگاه است كه چه كسى واقعا پاك و خالص است. ثانيا، اگر هم واقعا پاك باشد، نبايد خود را بستايد و مغرور شود و گمان كند خودش عامل پاكى خود بوده؛ بلكه خداست كه توفيق طهارت و دورى از گناه را عنايت مىكند. اين سخن بعضى از يهوديهاى اهل كتاب است كه خود را نور چشمى و پاك و بىگناه مىدانستند كه قبلا بحث آن گذشت.
بنابراين عاقبت افراد را تنها خداوند مىداند و ما نبايد به اعمال خير خودمان مغرور شويم. ممكن است وقتى پرده از اعمال ما برداشته و حقايق آشكار شود، ببينيم كه اعمال ما هيچچيز نبوده است و اعمال كسى را كه به ديد حقارت و كوچكى به او نگاه مىكرديم، در نظر خدا با اهميت و ارزشمند است. سعدى مىگويد:
به چشم عُجب و تكبر نگه بِه خلق مكن كه بندگانِ خدا ممكناند در اوباش
آنها را كه اراذل و اوباش مىدانيم، شايد در واقع از ما بهتر باشند و به قول شاعر:
هركه از پل بگذرد خندان بود زير پل منزلگه رندان بود
آنكه از پل صراط به راحتى عبور كند و به بهشت برسد، خندان است و بايد شاد باشد، نه آنكه اطمينانى از نجات و سعادت ندارد.
تفاوت دلرحمى با ضعف نفس
بايد توجه داشت كه در گفتار ما خطا زياد هست؛ چون گفتار خود را جزء اعمال حساب نمىكنيم و در مقام ستايش و تزكيه خود مىگوييم من تا به حال در عمر
[١] نساء (٤) آيهء ٥٠.