بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣٢ - تعريف عدالت و اعتدال
ماده، درخت مىشود و بعضى انسان، اين است كه يك شىء مادّى اگر بخواهد كمالى را بپذيرد، بايد شرايطى داشته باشد و از جمله آن شرايط داشتن مزاج مناسب است؛ يعنى بعضى از تركيبات، مزاج نباتى پيدا مىكنند و بعضى ديگر، مزاج انسانى. آن كيفيتى را كه حاصل شده و ماده را آماده مىكند براى قبول آن كمال مخصوص، مزاج مىنامند و علت اختلاف موجودات مادى در صور كماليه با اينكه در افاضهء فيض خداوند هيچ رادع و مانعى نيست، اين است كه ماده با شرايط و مزاج خاصى كه دارد، بعضى كمالات را نمىتواند بپذيرد:
قبول ماده شرط است در افاضهء فيض وگرنه بخل نباشد ز مبدأ فيّاض
پس يكى از شرايطى كه در ماده براى پذيرش بعضى كمالات لازم است، مزاج و كيفيت مخصوص آن است:
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شورهزار خس
قرآن مىفرمايد:
أنْزل مِن السّماءِ ماءً فسالتْ أوْدِيةٌ بِقدرِها؛/[١] خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانهاى، به اندازهء آنها سيلابى جارى شد.
مىفرمايد: در مبدأ فيض الهى هيچگونه بخل و محدوديت نيست؛ همانطور كه ابرهاى آسمانى بدون قيد و شرط همه جا باران خود را مىبارند، ولى هر قطعه از زمين و درّه و گودالى به اندازه ظرفيت و قابليت خود از آن بهره مىگيرد.
تعريف عدالت و اعتدال
فلاسفهء الهى در باب طبيعيات و علماى اخلاق در باب عدالت مىگويند مزاج، حالت معتدلى است حاصل از تركيب نيروهاى درونى انسان، و اين قوا (شهوت، غضب و عقل) در درون انسان چون مجاور يكديگرند، اگر همديگر
[١]. رعد (١٣) آيهء ١٧.