بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٢٧ - نظريهء نسبيت در اخلاق
حضرت صادق (ع) مىفرمايد: اسماعيل با كسى وعده گذاشت تا او را در محلى ملاقات كند و يك سال در آن محل به انتظار او بود. بدين جهت، خدا او را صادق الوعد ناميد. هنگامى كه اسماعيل آن مرد را ديد، به او گفت همواره انتظار تو را مىكشيدم. البته روشن است كه منظور از يك سال انتظار كشيدن اين است كه او ضمن انجام دادن كارهايش، مراقب آمدن شخص مزبور بوده و انتظار او را مىكشيده است. در اينجا ممكن است عقل عادى اين كار اسماعيل را يك نوع افراط و انحراف از حالت اعتدال بداند؛ ولى خداوند آن را يك فضيلت مىداند و معيار خدا با ملاك عقلهاى عادى متفاوت است.
در برخى روايات برترين مردم را كسانى معرفى شدهاند كه به عبادت عشق مىورزند؛ چنانكه امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل مىكند:
افضل الناس من عشق العبادة، فعانقها و احبّها بقلبه و باشرها بجسده و تزّع لها فهو لا يبالى على ما اصبح من الدّنيا، على عسر ام على يسر[١]بهترين مردم كسى است كه به عبادت عشق بورزد، پس با آن معانقه كند و با قلبش آن را دوست بدارد و با آن مباشرت داشته باشد و براى عبادت از هر كارى فارغ و آسوده خاطر شود و باكى نداشته باشد كه بر سختى دنيا صبح مىكند يا بر آسانى آن.
نظريهء نسبيت در اخلاق
نظريه چهارمى كه درباره اخلاق وجود دارد نظريه نسبيّت در مورد ارزشهاى اخلاقى است كه كمونيستهاى مادّى از آن طرفدارى مىكنند و قبل از آنها كلبيون از قدماى فلاسفهء يونان و نيز طرفداران «مزدك» (مرد اشتراكى معروفى كه در زمان قباد و انوشيروان در ايران ظهور كرد) عملا از اين نظريه پيروى مىكردند و از بعضى قبايل وحشى افريقايى نيز اين عقيده نقل شده است طرفداران اين
[١] اصول كافى، ج ٢، باب الصدق و اداء الامانة، حديث ٧.