بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧٤ - پاسخ به ديدگاه ثنويّه
و در جاى ديگر مىگويد:
پس بدِ مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد اين را هم بدان[١]
زهر مار آن مار را باشد حيات نسبتش با آدمى آمد (باشد) ممات مىگويند كسى روز شنبه پول خود را گم كرد و ديگرى آن پول را يافت. آن كه پول را گم كرده بود، مىگفت عجب روز نحسى است و آنكه پول را يافته بود، مىگفت عجب روز مباركى است. هركدام نحسى و خوشيمنى را نسبت به خود مىسنجد؛ يكى چيزى را از دست داده و مىگويد روز بدى است و ديگرى كه چيزى عايد او شده، آنروز را خوب مىداند.
پاسخ به ديدگاه ثنويّه
پس نظريه نسبيّت در خير و شر، مىتواند پاسخى به ديدگاه ثنويه باشد و به آنها گفته شود كه سود بعضى موجودات مضر، بيشتر از ضررشان است و چون از فاعل خير جز خير نمىآيد، اين هم نكويى است كه براى نفع زياد، ضرر كم را متحمّل شويم و اين هم مىشود جزء خير خالص؛ مثلا از كسى بيست تومان مىگيريم كه به حسب ظاهر ضرر است، ولى در عوض صد تومان به او مىدهيم؛ يعنى هشتاد تومان نفع خالص به او هديه دادهايم. اين نظريه ارسطويى است كه شرور قليل، در مقابل خير كثيرند.
با توجه به نسبى بودن خير و شر، اگر نظر انسان تنها به نشئه دنيا باشد، چون سبب مىشود حقوق ديگران را بربايد و آنها را از كمالات بعدى محروم كند، هرچند اين كار براى خودش سودمند است، اما براى ديگران مضر است.
از امام سجاد (ع) نقل شده است كه فرمود پدرم امام حسين (ع) در سفر
[١] مثنوى، دفتر چهارم، ص ٢١٧، سطر ٩.