بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧٥ - پاسخ به ديدگاه ثنويّه
كربلا بسيار از يحياى پيامبر ياد مىفرمود؛ تا اينكه فرمود: انّ من هوان الدّنيا على الله...؛ [١] اين از پستى دنيا است كه براى رسيدن به لذات آن، چنين اتفاقاتى بيفتد كه پيامبران را سر ببرند و سر يحياى پيامبر را براى زناكارى از بنى اسرائيل هديه ببرند. بدى دنيا از اين جهت است كه منتهى به شر قياسى مىشود كه اگر كسى نظر استقلالى و خريدارى به دنيا نداشته باشد و زندگى دنيا را به گونهاى سپرى كند كه آسيبى به ديگران وارد نياورد و همچنين لطمهاى به مراحل بعد از زندگى دنيا نزند، در اين صورت دنيا فى حد نفسه خوب است.
فعلا با يك مثال مطلب را تمام مىكنيم و در جلسه بعدى يكى دو خطبه از نهج البلاغه درباره دنيا بررسى مىشود.
قبلا گفتيم كه يكى از ادوار زندگى، دوران كودكى است كه شالوده آن در دورهء عالم رحم ريخته شده و دوران كودكى زيربناى دوران نوجوانى و جوانى است و لازم است در هر دورهاى به مقتضاى آن دوره برنامهريزى صورت گيرد و از لحاظ تغذيه و تفريح و كار و تحصيل، طورى باشد كه براى دورهء بعد سازنده و كارساز باشد. مسئلهء دنيا هم از اين قبيل است كه بايد در اين جهان به شكلى برنامهريزى شود كه علاوه بر بهرهمندى از لذتها و امكانات دنيا، به آن نظر استقلالى و اصالى نداشته باشيم و حد اكثر استفاده معنوى را براى دورهء آخرت ببريم. در بعضى روايات از امام سجاد (ع) آمده:
الدّنيا دنياآن دنيا بلاغ و دنيا ملعونة؛ [٢] دنيا دو نوع است: يك دنياى بلاغ يعنى به وسيله آن به آخرت برسيم و يك دنياى ملعون كه هدف از زندگى منحصر در آن باشد.
بنابراين اگر انسان اين نشئه از زندگى را طورى گذارند كه منجر به نقص
[١] سخنان حسين بن على از مدينه تا شهادت، ص ١٥٥.
[٢] اصول كافى، ج ٢، باب ذمّ الدنيا و الزهد فيها، ص ١٣١، ح ١١.