بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٢ - تأثير جهانبينى بر اعمال و اخلاق
عملى. چون در امور از نظريات استفاده مىكنيم، بايد جدّيت و تلاش كنيم تا ديدمان به اشيا و رويدادهاى عالم عميق و واقعبينانه باشد تا بتوانيم در كارهاى شخصى و اجتماعى برنامهريزى صحيح داشته باشيم.
تأثير جهانبينى بر اعمال و اخلاق
علوم نظرى و برداشتهايى كه در ذهن خود داريم و به وسيلهء آن علوم، در ميدان عمل وارد مىشويم، اگر دقيق و مطابق با هستى اشيا باشند، تصميمات و خطمشى ما صحيح خواهد بود و جهانبينى درست، منشأ اعمال و زندگى سعادتمندانه مىباشد. كسى كه موحّد است و چنين فكر مىكند كه عالم هستى منحصر به جهان طبيعت نيست و انسانها به سوى معاد سير مىكنند، زندگى خود را به گونهاى تنظيم مىكند كه كاملا با يك نفر مادّى كه هستى را منحصر به عالم ماده مىداند، فرق دارد؛ مثلا در حال مسافرت، براى رفع خستگى، لب جويى و زير سايه درختى فرشى مىگسترانيم و استراحتى مىكنيم. اگر استراحت ما با اين درك همراه باشد كه اينجا جاى ماندن نيست و بهطور موقت ماندهايم، برنامه خود را هم به گونهاى تنظيم مىكنيم كه مناسب با اين بينش است كه ما مسافر هستيم و اينجا براى ماندن نيست و همه تصميمات ما براساس اين بينش است؛ برخلاف اينكه فراموش كنيم مسافريم و اينجا براى ماندن نيست. آن وقت عمل ما صددرصد با آن زمان كه مىدانيم در حال سفر هستيم، فرق مىكند و به آن مكان و ماندن در آنجا دل خوش مىكنيم بر اين اساس مكتبهاى مختلف و بينشها و جهانبينيهاى مختلف تأثير بسيارى در روشها و طرز زندگى افراد جامعه دارند.
از بحثهاى گذشته روشن شد كه خلق، كه جمع آن اخلاق است، از نوع علوم عملى است و، به فرض، اگر كسى علم راسخ و ثابت داشته باشد كه