بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩ - قواى چهارگانه روح
جلوگيرى از انحراف قوا و دست يافتن به اخلاق حسنه، لازم است قواى چهارگانه روح و اعمال آنها را بشناسيم.
از ميان قواى نفس قوهء عقل، شهوت، غضب و واهمه، حكم كارفرما را دارند و ساير قوا زيردست و فرمانبردار آنها هستند.
كار عقل درك حقايق و تميز خوب از بد، صلاح از فساد و خير از شر است و انسان را به كارهاى نيكو و صفات حسنه امر مىكند و از اعمال ناپسند و صفات زشت، بازمىدارد. فايده قوهء شهوت، بقاى بدن است كه تن را وامىدارد به تهيه و تناول غذا و لباس و مسكن و توليد مثل. شأن قوهء غضب اين است كه آنچه را كه براى بدن مضر است، از آن دفع و ناملايمات را از انسان دور مىسازد و اگر قوهء شهوت يا وهم بخواهند طغيان ورزند و از اطاعت عقل سرپيچى كنند، آنها را به راه راست وامىدارد. كار قوهء وهم، فهميدن و ادراك امور جزئى و دانستن ريزهكاريهايى است كه با آنها به هدفهاى صحيح مىرسد؛ مثلا احساس مىكند دوستش به او علاقه دارد و گاهى قوّهء واهمه به انحراف كشيده مىشود و در مقابل عقل و درك صحيح مىايستد و انسان را دچار خيالات و توهمات مىكند؛ به طورى كه مثلا از سياهى يا مرده مىترسد، با اينكه به حكم عقل از مرده كارى ساخته نيست و خيلى از اوقات قوّه واهمه كارى مىكند كه انسان امور غير واقعى را واقعى مىپندارد و به قول بزرگان معمولا قوهء واهمه رهزن عقل است و سر راه او مىايستد و نمىگذارد عقل حقايق را درك كند.
پادشاه بدن
علماى اخلاق، مثل مرحوم ملا احمد نراقى در معراج السعاده،[١]روح را در بدن به منزله پادشاه مىدانند و مىفرمايند چهار قوّهء عقل، شهوت، غضب و وهم،
[١] معراج السعاده، ص ٢١، فصل اوّل.