بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٧ - اهميت تزكيه نزد خداوند
انسان نه داراى ملكهء خوب است و نه داراى ملكهء بد، نه خلق خوب دارد و نه خلق بد؛ بلكه كمكم خلق و خوى بد و خوب در وجود او پديدار مىشود. بنابراين اگر نفس دچار اخلاق ناپسندى شود، مانند اين است كه چيزى داخل آن شده و از خالصى افتاده است. اگر مراقب باشيم آن را منزّه نگه داريم و آن را از اخلاق ناشايست پاك كنيم، هم نفس تزكيه مىشود و هم رشد و نمو صحيح و صالح مىيابد؛ اما اگر ملكات و اخلاق ناپسند پيدا كرديم، همانند اين است كه نفس پاك خود را با جنس تقلّبى و ناجنس آلوده كردهايم.
تأثير اخلاق بر صدور كار نيك
قسم دوم از كليات علم اخلاق، خلق است. اخلاق جمع خلق مىباشد و در اصطلاح خلق با خلق تفاوت دارد؛ زيرا خلق همان خلقت ظاهرى انسان و شكل، قيافه، قد و قامت او است و خلق به حالت روحى و طرز رفتار و روش انسان گفته مىشود. علماى اخلاق مىگويند: الخلق ملكة موجبة لصدور الافعال بسهولة؛ خلق ملكه و صفت ثابت نفسانى است كه ريشه در وجود انسان دوانده است و سبب مىشود افعال به سهولت و آسانى از انسان صادر شود. از باب نمونه يكى از خلقها، سخاوت و بخشندگى است كه مقابل صفت بخل قرار دارد. سخاوتمند كسى است كه اگر مال و امكانات داشته باشد، به سهولت و آسانى و بدون نياز به تشويق و توصيه ديگران مال خود را در راههاى خير بذل و بخشش مىكند؛ چون خلق سخاوت دارد. در مقابل، براى كسى كه سخّى نيست، گذشتن از مال دنيا براى او بسيار سخت است.
شخص سخاوتپيشه، به فرض اگر صد تومان به فقير بدهد، بدان جهت است كه بيش از آن مقدار نداشته؛ اما شخص بخيل چه بسا بسيار كمتر از آنچه كه دارد، بدهد و همان مقدار كم را نيز با اكراه بپردازد. اين دو نفر هركدام به مقدار