بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٨ - منشأ پيدايش صفات پسنديده و ناپسند
آثار آن است و جانب تفريط حكمت، بلاهت و كودنى نام دارد و آن معطّل بودن فكر به هنگام نياز است. گاهى از جربزه به فطانت، و از بلاهت به جهل بسيط تعبير مىكنند.
٢. تهور و ترس: آن دو صفت كه در حد افراط و تفريط شجاعت است، عبارتاند از تهوّر و ترس. بىباكى يا تهور كه در جانب افراط قرار دارند، امورى هستند كه عقل حكم به احتراز از آنها مىنمايد. در جانب تفريط شجاعت، صفت جبن و ترس است و آن روگرداندن از چيزهايى است كه نبايد از آنها روگردان و ترسان بود.
٣. شره و خمودى: اما دو صفت مقابل عفت يكى شره يعنى غرق شدن در لذّات جسمانى است، بدون ملاحظهء اينكه آيا اين كار در شريعت محمدى و يا به حكم عقل نيكو است يا نه، و اين افراط در عفت است، و ديگرى خمودى يعنى ميراندن قوهء شهوت است؛ بهطورى كه آنچه را براى حفظ بدن يا بقاى نسل ضرورت دارد، ترك كند، و اين تفريط است.
٤. ظلم و ظلمپذيرى: آن دو صفتى كه در مقابل عدالتاند، يكى ظلم است كه افراط و تجاوز از مرز عدالت و تصرف در حقوق و اموال مردم تصرف است، بدون اينكه شخص حقى داشته باشد و ديگرى تمكين در برابر ظلم ستمگر و پذيرش ستم از روى خوارى و ذلت است، با اينكه قدرت بر دفع آن دارد.
اين صفات هشتگانه، كه بر اثر افراط و تفريط حاصل مىشوند، رذايل به شمار مىآيند و تحت آنها صفات ذميمه بىشمارى وجود دارد؛ مثلا از بلاهت، حماقت و جهل مركب، و از تهوّر، تكبّر و لاف زدن و گردنكشى و عجب، و از جبن (ترس)، سوءظن و جزع و دنائت، و از شره، حرص و بىشرمى و بخل و اسراف و ريا و حسد، و از صفت خمود، قطع نسل و بىغيرتى حاصل مىشود.