بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣٠ - منشأ پيدايش صفات پسنديده و ناپسند
آن نيز از اعتدال قوهء غضب حاصل مىشود.
قوهء غضب مانند ديگ بخار يك كارخانه است كه تمام دستگاه عظيم، به وسيلهء بخار اين ديگ كار مىكند. در انسان نيز اين قوهء غضب است كه او را وامىدارد از خود دفاع كند. اگر غضب به حد افراط كشيده شد، تبديل به قوهء ظلم، تكبر، سركشى، طغيان، نخوت و عجب و بداخلاقى و كجخلقى مىشود و كوتاهى در برآورده كردن خواستههاى مشروع اين قوه، جبن و ترس است كه عامل بسيارى از رذايل مىشود؛ مانند بىغيرتى، تن به ذلت دادن، كمهمّتى، بىحميّتى و...
حد متوسط قوهء عاقله نيز، كه عامل درك علوم نظرى و عملى است، آن است كه طرز تفكر انسان معتدل باشد. اعتدال اينگونه حاصل مىشود كه او از يك سو، تفريط در عقل و درك و بلاهت (سبكسرى، بىمغزى، حماقت، خرفتى، و ضعف عقل) و از سوى ديگر، جربزه، كه افراط در فكر و انديشه و بىثباتى است، نداشته باشد. يكى از فروع جربزه، متمركز نبودن فكر و عجول و شتابزده بودن است؛ مثل گنجشكى كه از اين شاخه به آن شاخه مىپرد و بدون فكر و تأمل هميشه اشكالتراشى مىكند و ذهن او داراى نظم و روش منطقى و رويهء ثابت و مرتب و متمركز نيست. وقتى قوهء درك داراى افراط و تفريط شد، انسان را به پستى مىكشاند و در همه كارها برايش شبهه به وجود مىآيد و كمكم ذهن عادت به شبههتراشى پيدا مىكند؛ ولى اعتدال فكر و قوهء عاقله در كارها، حكمت است.
بعضى از علماى اخلاق مىگويند عدالت عبارت است از يك امر حاصل شده از تعديل سه قوهء شهوت، غضب و عقل كه نه افراط دارند و نه تفريط. غضبش بجا است، نه جبن دارد و نه بىباكىاى كه بىگدار و حساب نشده، به آب بزند و به كارى اقدام كند و قوهء عاقلهء او انسان معتدل نيز به صورتى است كه