بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٨١ - دنيا تشويق مىكند و مىترساند
لم تسعف فيه بطلبتك، و لم تدفع عنه بقوّتك! و قد مثّلت لك به الدنيا نفسك و بمصرعه مصرعك؛ چقدر با دستهايت، پدران و مادران را پرستارى و معالجه كردى و روزها از طبيبان برايشان طلب بهبودى و درمان مىكنى؛ در حالى كه نه داروى تو آنان را سودى بخشد، نه گريهات برايشان فايده دارد، نه ترس و هراس تو براى آنان نفعى بخشيد، نه كوشش تو نتيجهاى داشت و به نيرو و توانت قادر بر دفاع از آنها بودى. دنيا مرگ هركدام از پدر و مادر را براى تو عبرتى قرار داد و با زمين خوردن و هلاكت آنها، مرگ را به تو نماياند.
انّ الدنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزوّد منها، و دار موعظة لمن اتّعظ بها، مسجد احبّاء الله، و مصلّى ملائكة الله و مهبط وحى الله و متجر اولياء الله اكتسبوا الرّحمة و ربحوا فيها الجنّة؛ بىترديد دنيا براى كسانى كه با آن به راستى و صادقانه رفتار كنند، سراى راستى است و براى كسى كه خبر و پيامش را درك كند، سراى امن و امان است. دنيا براى آنكس كه از آن توشه برگيرد، سراى توانگرى است و براى كسى كه از آن پند گيرد، موعظه است، و مسجد دوستان خدا و محل نماز و درود فرشتگان است، و جاى فرو آمدن وحى و پيغام خداوند و تجارتگاه دوستداران خدا است كه در آن فضل و رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت را سود بردند.
دنيا تشويق مىكند و مىترساند
فمن ذا يذمّها و قد آذنت ببينها، و نادت بفراقها، و نعت نفسها و اهلها، فمثّلت لهم ببلائها البلاء، و شوّقهم بسرورها الى السّرور، راحت بعافية، و ابتكرت بفجيعة ترغيبا و ترهيبا، و تخويفا و تحذيرا، فذمّها رجال غداة النّدامة، و حمدها آخرون يوم القيامة. ذكّرتهم الدنيا فتذكّروا، و حدّثتهم فصدّقوا، و وعظتهم فاتّعظوا؛ [١] پس نكوهشگر
[١] نهج البلاغه، حكمت ١٣١.