بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٤ - استدراج يا عذاب گام به گام
فرحناك شدند - فرح شادمانى بيجا و خود را گم كردن است - كه ناگهان بدون اينكه پيشبينى كنند آنها را اخذ كرديم و دچار عذاب و گرفتارى نموديم.
آيات ديگرى هم به اين مضمون هست؛ مثلا مىفرمايد:
و لا يحْسبنّ الّذِين كفرُوا أنّما نُمْلِي لهُمْ خيْرٌ لِأنْفُسِهِمْ إِنّما نُمْلِي لهُمْ لِيزْدادُوا إِثْماً و لهُمْ عذابٌ مُهِينٌ؛ [١] نپندارند كسانى كه كفر ورزيدند كه همانا مهلت دادن ما به آنها برايشان خير است؛ به تحقيق كه آنها را مهلت مىدهيم تا بر گناهشان بيفزايند و براى آنان است عذابى خواركننده.
اين گمان كه افزايش عمر و مهلت دادن به كافران به خير و صلاح ايشان است، غرور و فريبى است كه اهل معصيت به آن مبتلا شدهاند و شر را خير مىپندارند و در اثر خدعه شيطان گمان مىبرند كه در كفر و طغيانشان آزاد هستند.
مرحوم ثقت الاسلام كلينى در اصول كافى ٢٣ حديث در مورد استدراج ذكر مىكند؛ از جمله حديثى است از امام صادق (ع) كه مىفرمايد: چون خداوند خوبى بندهاى را بخواهد و آن بنده مرتكب گناهى شود، خداوند بعد از آن او را كيفر نمىكند و استغفار را به ياد او مىاندازد؛ اما چون بدى بندهاى را بخواهد و او گناه كند، خداوند به دنبال آن باز هم نعمتى به او مىدهد تا استغفار را از ياد او ببرد و به آن حال ادامه دهد؛ تا اينكه:
سنسْتدْرِجُهُمْ مِنْ حيْثُ لا يعْلمُون؛ [١] به تدريج و به آهستگى آنها را با فزونى نعمت، از راهى كه نمىدانند، غافلگير مىكنيم.
[١] آل عمران (٣) آيهء ١٧٨.
[٢] اعراف (٧) آيهء ١٨٢.