بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٧ - اراده و اختيار انسان از اسباب عالم است
را در مرحله فعلى، به ركود و بىتوجهى دعوت كردهايم؛ همان گونه اگر به فرزند خود گفتيم اكنون درس بخوان تا در آينده سربلند باشى، بدين معنى نيست كه فعلا از همه آسايش و آرامش و تغذيه خود بگذر؛ بلكه مقصودمان اين است كه اين دوران نوجوانى و جوانى را به گونهاى بگذران كه از هماكنون پايه سعادت زندگى، در آينده نهاده شود. پس تفريح و بازى بايد به اندازه باشد و مقدار زيادى از وقت تو بايد صرف تحصيل و تأمين دوران جوانى و پيرى شود؛ چرا كه جوانى مىگذرد و بايد علم و دانش و آبرو جايگزين آن شود.
نگاه انسان الهى به اجر و پاداش آخرت همچنين است كه زندگى دنيايى، همانند فصلى از فصول عمر ما است و شيوه زندگى در اين جهان بايد طورى باشد كه به زندگى آينده و اخروى لطمهاى وارد نشود. بنابراين اگر در اينجا انسان در مقابل مشكلات و سختىها صبر و تحمل كند اجر او آنجا داده مىشود و اگر ظلم كند، در آن عالم نتيجه آن را خواهد ديد. پس معناى صبر در اين دنيا، بدين معنى است كه در دنيا به گونهاى باش كه به آخرت آسيبى نرسد و در واقع، زندگى دنيا تأمين و تضمين كنند: زندگى آخرت باشد. قرآن مىفرمايد:
و اِبْتغِ فِيما آتاك اللّهُ الدّار الْآخِرة و لا تنْس نصِيبك مِن الدُّنْيا؛ [١] به وسيله هر چيزى از نيروها و نعمتهاى دنيا كه خدا به تو عطا كرده، بكوش تا سعادت آخرت را طلب و تحصيل كنى و بهرهات را هم از نعمتهاى دنيا فراموش نكن.
هدف نهايى خلقت انسان زندگى جاويد و آخرت است و دنيا و امكانات آن براى رسيدن به اين مقصد است كه انسان با استفادهء از آن به نعيم آخرت برسد و امروز به فكر فردا باشد؛ همان گونه كه بايد به كودك بياموزيم و به او آگاهى دهيم كه به فكر آينده خود باشد. به قول حافظ:
در مكتب حقايق و پيش اديب عشق هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى
[١] قصص (٢٨) آيهء ٧٧.