بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٥ - قدم اول در تهذيب
خدا است. كلمه نيكوى توحيد (اعتقادات حقّه) به سوى خدا بالا مىرود و عمل شايسته و خالص آن را بالا مىبرد.
براى روشن شدن تأثير متقابل علم و عمل مثالى مىزنيم: كسى كه شجاعت ندارد و ترس و وحشت دارد و از جاهاى تاريك مىترسد، براى برطرف كردن اين خلق بد، كه ترس بىجهت است، و براى شجاع بار آوردن او، ابتدا بايد از علم شروع كرد؛ به اين معنى كه خود او فكر كند و يا كسى كه او را تربيت مىكند به او بگويد كه اين در و ديوار در تاريكى هم همان است كه در روشنايى بود. حالا هم كه تاريك است، فرقى نكرده و همان در و ديوار است و تاريكى هم چيز خطرناكى نيست؛ پس چرا بايد بترسيم. وقتى اين نظر و ديدگاه را به او مىدهيم، او به خود دل و جرأت مىدهد كه وارد تاريكى بشود و از آنجا عبور كند. آن وقت وارد مىشود؛ زيرا آن علم در عمل او اثر مىگذارد. اگر يك مرتبه از تاريكى عبور كند، اين عمل بر علم او اثر مىگذارد و آن مطلب اول، كه تاريكى خطر ندارد، براى او روشنتر مىشود. در مرتبه دوم باز كمى ترس دارد، ولى چند مرتبه كه از تاريكى عبور كرد، براى او عادى مىشود. علم و عمل در اينجا تأثير متقابل دارند و با تكرار عمل و به كارگيرى علم و دانش قبلى، علم او قوىتر و نيرومندتر مىشود و تبديل به علم راسخ، يعنى ملكه شجاعت، مىشود.
و راه تربيت اين است كه ابتدا علمى را در شخص ايجاد كند تا منتهى شود به عقل عملى و فكر و علم منشأ عمل گردد و عمل وى علم او را تقويت كند. خداوند مىفرمايد:
إِليْهِ يصْعدُ الْكلِمُ الطّيِّبُ و الْعملُ الصّالِحُ يرْفعُهُ؛ [١] يعنى: كلام پاكيزه - كه تفسير شده به اعتقادات حق - به سوى خدا بالا مىرود و عمل صالح آن را بالا مىبرد.
[١] فاطر (٣٥) آيهء ١٠.