بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٧١ - مفهوم خير و شر
گفتار نهم: ماهيت دنيا
مفهوم خير و شر
در اينجا بعضى بزرگان تحقيقى دارند، مىفرمايند: شر و بدى دنيا عدمى است و بعضى مىگويند قياسى و نسبى است. ثنويه هم قائل به دو خداى خير و شر هستند و مىگويند عالم دو اصل قديم دارد: يكى خالق خيرات و يكى خالق شرور. خالق خيرات به نام يزدان، و خالق شرور به نام اهريمن است. ثنويه گفتهاند ما مىبينيم موجودات عالم يكنواخت نيستند: از بعضى خير صادر مىشود و از بعضى شر. پس موجودات دو دستهاند: خيرات و شرور، و چون از فاعل خير جز نكويى نمىآيد، نمىشود بديهاى عالم را به فاعل خيرات نسبت داد. به ناچار شرور و بديها فاعل ديگرى دارد. فلاسفه اسلامى در باب توحيد واجب الوجود اين نظريه را مردود دانستهاند و مىگويند اساسا شر امرى عدمى است.
عدميّت شر
مىگويند: الشّرّ هو عدم شىء او عدم كمال شىء؛ شر عدم چيزى يا عدم كمال آن است. مثلا وقتى كه ما از شر خودمان روگردانيم و فرار مىكنيم و خير خود را