بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١١٧ - نگاه توحيدى عارفانه
نگاه توحيدى عارفانه
همچنين مىبينيم خداوند بارها در آيات قرآن فرموده كه مالكيت موجودات زمين و آسمان از آن خداوند است. كسى كه به حقيقت اين مالكيت واقف و ايمان قطعى داشته باشد و بداند هيچيك از موجودات استقلالى از خود ندارند و خداوند مالك حقيقى ذات هر چيز است، در نظر چنين كسى تمام موجودات، هم از نظر ذات و هم از نظر صفات و افعال، از درجه استقلال ساقط مىشوند. روشن است كه چنين كسى با اين ديد، ممكن نيست براى غير خدا خضوع، خوف و رجاء داشته باشد و يا از غير خدا لذت ببرد و يا بر او تكيه كند. اين فرد به جز حق را نمىخواهد و به جز خدا را نمىجويد. خدايى كه ذات اقدسش باقى است و همه چيز فانى مىشود.
اين طريقه سوم در اصلاح نفوس و تهذيب اخلاق بر پايه محبت و عشق به خدا و مقدم داشتن خدا و اراده او بر خواست بنده است.
در اين روش تربيتى، علوم و معارف به گونهاى در اختيار انسان قرار مىگيرد كه اصلا موضوع و زمينهاى براى رذيلت باقى نمىماند؛ مثلا كسى كه بخل دارد و مىگويد چرا مال خودم را به ديگران بدهم. براى از بين بردن اين صفت ناپسند، چنين ادراكى را در خود ايجاد مىكند كه:
ما كهايم اندر جهان دوستى چون الف از خود چه دارد هيچهيچ
و يا به قول حافظ:
بيا و هستىِ حافظ، خود از ميان بردار كه با وجود تو كس نشنود ز تو كه منم
در برابر وجود بىپايان حق كه هرچه هست اوست و عالم از ضوء اوست، ما از خودمان چيزى نداريم. مال من يعنى چه؟ اصلا من يعنى چه؟ اصلا من كه هستم؟ پس همه دعواها بر سر خود است كه اگر اين «من» از ميان برداشته شود، موضوع ـ