بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١١٨ - نگاه توحيدى عارفانه
رذيله به كلى از بين مىرود و به اصطلاح سالبه به انتفاع موضوع مىشود. آنگاه منى در كار نيست، تا نوبت به بخل و تكبّر و... برسد. همچنين هنگامى كه اين نگرش را داشته باشيم كه تمام عزت و قدرت براى خداست، ديگر معنى ندارد عبادت را براى غير خدا انجام دهيم تا پيش او عزيز شويم و يا از عذابش در امان باشيم.
طبق جهانبينى توحيدى تمام عالم نمود حق و جلوهء حق است و اسماى حسنا و كمالات او در عالم بروز كرده است. به قول حافظ:
اين همه نقش مِى و عكس مخالف كه نمود يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد براساس بحثى در فلسفه، عالم معلول و خداوند علة العلل است و يا عالم مسبّب و خدا سبب است و در حقيقت معلول پرتو علت است؛ از باب مثال شما در عالم ذهن و ادراك خود بازارى را تصوّر مىكنيد. اين كار، در واقع فعل روحى ما است كه با توجه پيدا كردن به بازار، آن را در ذهن ايجاد مىكنيم و درعينحال كه فعل ما است و پيش ما حاضر است، اصل و واقعيت آن وابسته است به ارتباط ذهنى ما؛ يعنى تا به بازار توجه داريم، اين وجود ذهنى هست؛ ولى وقتى كسى ما را صدا بزند و لحظهاى از آن غافل شويم، ديگر وجود ذهنى ندارد؛ چون وجود ذهنى بازار وابسته به تصوّر و توجه ما است و واقعيتش، عين عنايت و توجه ما است. تمام دستگاه هستى هم وابسته به عنايت حقتعالى و شأنى از شئون او است؛ چنان كه مرحوم فيض كاشانى گفته است:
به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را اگر نازى كند در هم فرو ريزند قالبها
تمام هستى زنده به التفات او است. قرآن مىفرمايد:
إِنّ اللّه يُمْسِكُ السّماواتِ و الْأرْض أنْ تزُولا و لئِنْ زالتا إِنْ أمْسكهُما مِنْ أحدٍ مِنْ بعْدِهِ إِنّهُ كان حلِيماً غفُوراً؛ [١] خداوند آسمانها و زمين را نگاه مىدارد تا از نظام خود
[١] زمر (٣٩) آيهء ٤١.