منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣١١ - الترجمة
بتحقيق كه كوچ كردند ايشان از قرارگاه قبرها، و منتقل شدند بمحل انتقال غايتها كه عبارتست از بهشت و جهنّم، و از براى هر خانه از اين دو خانه اهليست كه طلب نمىكنند عوض نمودن آن را بخانه ديگر، و نقل كرده نمىشوند از آن خانه بسوى غير آن، و بدرستى كه أمر بمعروف و نهى از منكر دو خلق پسنديده هستند از اخلاق خدا، و بدرستى كه اين دو خلق نزديك نمىگردانند از مرگ و كم نمىكنند از روزى، و لازم نمائيد بخودتان عمل كردن كتاب خدا را، پس بدرستى كه اوست ريسمان محكم، و نور آشكار و شفا دهنده با منفعت، و سيراب كننده كه رفع عطش مىنمايد، و نگاه دارنده از براى كسى كه تمسّك بآن نمايد، و نجاة دهنده مر كسى كه تعلّق بآن داشته باشد، كج نمىشود تا راست كرده شود، و عدول نمىكند از حق تا طلب كرده شود بازگشت آن بسوى حق، و كهنه نمىكند آن را كثرت ورد آن بزبانها و دخول آن بگوشها، هر كس قايل شد بآن كتاب صادق شد، و هر كس عمل نمود بآن سبقت كرد بدرجات جنان و روضه رضوان.
و بر خواست بسوى آن حضرت در أثناى اين كلام مردى، پس عرض نمود أى أمير مؤمنان خبر ده ما را از فتنه و بليّه و آيا پرسيدى آنرا از حضرت رسول اللّه ٦؟
پس فرمود:
زمانى كه نازل نمود حق سبحانه و تعالى آيه الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ.
يعنى منم خداى لطيف مجيد آيا گمان كردند مردمان كه ايشان ترك كرده ميشوند بحال خودشان بمحض اين كه مىگويند ايمان آورديم ما و حال آنكه ايشان امتحان كرده نشوند، آن حضرت فرمود زمانى كه نازل شد اين آيه دانستم من كه فتنه نازل نمىشود بما و حال آنكه حضرت رسالتمآب ٦ در ميان ما است، پس گفتم يا رسول اللّه چيست اين فتنه و امتحان كه خبر داده تو را خداوند متعال بآن؟ پس فرمود آن حضرت كه: أى عليّ بدرستى كه امّت من زود باشد كه بفتنه افتند بعد از من