منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٧٠ - الترجمة
و طلب يارى ميكنم از حضرت ربّ العالمين بر عبادات و طاعات كه محلّ طرد و زجر شيطان لعين است، و بر محفوظ شدن از معاصى و سيئات كه ريسمانهاى صيد آن ملعون و اسباب مكر و خدعه آن نابكار است، و شهادت مىدهم باين كه نيست خدائى جز خداى متعال در حالتى كه تنها است شريك نيست مر او را، و شهادت مىدهم باين كه محمّد بن عبد اللَّه ٦ بنده پسنديده و پيغمبر اوست و برگزيده و مختار اوست برابر كرده نمىشود فضل او، و جبران نمىشود فقدان او، روشن شد بوجود شريف آن بزرگوار شهرها بعد از گمراهى ظلمانى و نادانى غالب و غلظت غليظه طبايع در حالتى كه مردمان حلال مىشمردند محرمات را، و خوار مىشمردند صاحب حكمت و معرفت را زندگانى مىكردند در زمان انقطاع پيغمبران، و مىمردند بر كفر و طغيان.
پس از آن بدرستى كه شما أى جماعت عرب نشانهاى بلا هستيد كه نزديك شده ظهور آن، پس پرهيز كنيد از مستيهاى نعمتها، و حذر نمائيد از دواهى عذاب، و توقّف كنيد در غبار ظلمة شبهه و در كجى فتنه در وقت ظهور و بروز باطن و كمون آن فتنه، و هنگام استقامت قطب و دوران آسياى آن در حالتى كه ظاهر مىشود آن فتنه در جهاى پنهان، و باز گردد بشناعت آشكار، نشو و نماى آن مثل نشو و نماى جوانست، و أثرهاى آن مثل اثرهاى سنگها است، ارث مىبرند از يكديگر آن فتنه را ظالمان با عهود و پيمان، يعنى هر يكى ديگرى را وليّ عهد خود مىسازد.
اوّل ايشان پيشواى آخر ايشانست، و آخر ايشان اقتدا كننده است بأوّل ايشان، تعارض مىكنند در دنياى پست و بىمقدار، و خصومت مىكنند بر جيفه گنديده مردار، و بعد از زمان قليل تبرّى مىكند تابع از متبوع، و مقتدا از پيشوا پس پراكنده شوند از يكديگر بعداوت و دشمنى، و لعنت كنند بيكديگر هنگام ملاقات.
پس از آن مىآيد طلوع كننده فتنه كثير الاضطراب، و شكننده تند رونده، پس ميل بباطل مىكند قلبها بعد از استقامت آنها، و گمراه مىشوند مردمان بعد از