منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٠٣ - الترجمة
از مواضع خود، و نباشد در شهرها چيزى كه قبيحتر باشد از معروف، و نه چيزى كه پسنديدهتر باشد از منكر، پس بتحقيق كه بيندازند قرآن را حاملان او، و فراموش كنند او را حافظان او، پس قرآن در آن روز و اهل آن منفى و مطرود باشند و دو مصاحب صحبت گيرنده باشند با يكديگر در يك طريق در حالتي كه منزل ندهد ايشان را منزل دهنده، پس كتاب و اهل آن در آن زمان در ميان مردمان باشند بصورت و أبدان و نباشند در ميان ايشان بحسب معنى، و با ايشان باشند ظاهرا و نباشند با ايشان باطنا از جهة اين كه ضلالت موافقت نمىنمايد با هدايت اگر چه مجتمع شوند در يك زمان پس متفق باشند قوم آن روزگار بر جدائى از قرآن، و جدا باشند از جماعت محقّه گويا ايشان پيشوايان كتاب عزيزند و كتاب عزيز پيشواى ايشان نيست، پس باقى نماند نزد ايشان از قرآن مگر نام او، و نشناسند مگر خطّ او را او كتاب او را، و پيش از اين است مثله و عقوبت نمودن ايشان بصالحان با هر گونه عقوبت، و تسميه كردن ايشان راست گوئى صالحان را بر خداى تعالى افترا و بهتان، و گردانيدن ايشان در حسنات عقوبت سيئات را.
و بدرستى كه هلاك شدند كسانى كه بودند پيش از شما بجهت طول آرزوها و پنهان بودن اجلها تا اين كه نازل شد بايشان مرگ موعود كه ردّ مىشود از او عذر خواهى، و برداشته مىشود از او توبه و پشيمانى، و حلول مىكند بأو مصيبت شديده و نقمت اى گروه مردمان هر كسى طلب نصيحت كند از خداى تعالى موفّق مىشود، و هر كس اخذ نمايد فرمايش خدا را دليل خود هدايت يابد براه راست، پس بدرستى كه همسايه خدا ايمن است از عذاب، و دشمن خدا ترسانست از عقاب.
و بدرستى كه سزاوار نيست مر كسى را كه معرفت رساند بعظمت خدا اين كه اظهار بزرگى نمايد، پس بتحقيق كه بلندي مرتبه كسانى كه مىدانند چيست عظمت و جلال خدا در اين است كه تواضع نمايند او را، و سلامتى كساني كه مىدانند چيست قدرت آفريدگار در اين است كه انقياد و اطاعت نمايند بر او، پس نفرت نكنيد از حق مثل نفرت صحيح المزاج از كسى كه ناخوشى جرب داشته باشد، و مثل نفرت سالم