منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٠٤ - و من خطبة له
البدن از صاحب مرض، و بدانيد كه بدرستى شما نخواهيد شناخت طريق حق را تا اين كه بشناسيد آن كسى را كه ترك نموده او را، و نمىتوانيد فراگيريد عهد و پيمان قرآن را مگر اين كه معرفت رسانيد آن كسى را كه نقض عهد او را كرده و نمىتوانيد چنك بزنيد بقرآن تا اين كه عارف شويد كسى را كه انداخته آن را، پس طلب كنيد اين را از نزد أهل أو، پس بدرستى كه ايشان حيات علمند و ممات جهل، ايشان كسانى هستند كه خبر مىدهد شما را حكم ايشان از علم ايشان، و سكوت ايشان از گفتار ايشان، و ظاهر ايشان از باطن ايشان، مخالف نباشند دين را و اختلاف نمىكنند در او، پس دين در ميان ايشان شاهدى است راست گو، و ساكتى است زباندار.
و من خطبة له ٧ فى ذكر اهل البصرة
و هى المأة و الثامنة و الاربعون من المختار فى باب الخطب كلّ واحد منهما يرجو الأمر له، و يعطفه عليه دون صاحبه، لا يمتّان إلى اللَّه بحبل، و لا يمدّان إليه بسبب، كلّ واحد منهما حامل ضبّ لصاحبه، و عمّا قليل يكشف قناعه به، و اللَّه لئن أصابوا الّذي يريدون لينتزعنّ هذا نفس هذا، و ليأتينّ هذا على هذا، قد قامت الفئة الباغية، فأين المحتسبون، قد سنّت لهم السّنن، و قدّم لهم الخبر، و لكلّ ضلّة علّة، و لكلّ ناكث شبهة، و اللَّه لا أكون كمستمع الّلدم يسمع النّاعي، و يحضر الباكي.