منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٣ - و من خطبة له
الترجمة
بعض ديگر از اين خطبه در ذمّ و توبيخ طائفه غير مرضيّه از غاصبين خلافت و بني اميه و أمثال ايشان مىفرمايد كه:
اختيار كردند ايشان متاع دنياى ناپايدار را، و تأخير انداختند امورات دار القرار را، و ترك كردند زلال صافي را، و آشاميدند از آب متغير گنديده، گويا من نظر ميكنم بسوى فاسق ايشان در حالتى كه مصاحب شده است با قبايح و منكرات و الفت گرفته به آنها و استيناس يافته به آنها و موافق طبع خود يافته آنها را تا آنكه عمر او بپايان رسيد، و سفيد شده ميانهاى سر او و رنگ گرفته به آنها طبيعتهاى او.
پس از آن رو آورد در حالتى كه كف بر آورده مثل درياى موج دار اصلا باك ندارد از آنچه غرق گرداند، يا مثل افتادن آتش در گياه خشك كه هيچ باك نمىكند از آنچه كه سوزاند، كجايند عقلهاى چراغ بر افروزنده بچراغهاى هدايت، و چشمهاى نظر كننده به نشانهاى تقوى، كجايند قلبهايى كه بخشيده شدهاند بخدا، و بسته شدند بر طاعت خدا، ازدحام كردند آن طايفه بد كردار بر متاع دنياى بىاعتبار، و نزاع كردند با يكديگر در بالاى حرام، و بلند شد از براى ايشان علم بهشت و جهنم، پس گردانيدند از بهشت روهاى خود را، و اقبال كردند بسوى دوزخ باعملهاى خود، و دعوت كرد ايشان را پروردگار ايشان بعبادت و اطاعت پس رميدند و اعراض نمودند، و دعوت كرد ايشان را شيطان لعين بسوى قبائح پس قبول كردند و اقبال نمودند.
و من خطبة له ٧
و هى المأة و الخامسة و الأربعون من المختار فى باب الخطب أيّها النّاس، إنّما أنتم في هذه الدّنيا غرض تنتضل فيه المنايا،