منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٤ - و من خطبة له
و معايب، ننهاد سنگ بالاى سنگى تا اين كه در گذشت براه خود و اجابت فرمود دعوت كننده پروردگار خود را.
پس چه قدر بزرگست منّت و نعمت خدا در نزد ما وقتى كه انعام فرمود با آن حضرت بر ما پيش روى كه متابعت كنيم او را، و پيشوائى كه كام مىنهيم در پى او، قسم بخدا بتحقيق كه پينه دوزاندم اين درّاعه خود را تا بمرتبه كه خجالت كشيدم از پينه دوزنده آن، و بتحقيق كه گفت مرا گوينده: آيا نمىاندازى آن را از خودت؟! پس گفتم كه دور شو از من كه در نزد صبح ستايش كرده مىشوند مردمان شب رونده.
و من خطبة له ٧
و هى المأة و الستون من المختار فى باب الخطب بعثه بالنّور المضيء، و البرهان الجليّ، و المنهاج البادي، و الكتاب الهادي، أسرته خير أسرة، و شجرته خير شجرة، أغصانها معتدلة و ثمارها متهدّلة، مولده بمكّة، و هجرته بطيبة، علا بها ذكره، و امتدّ بها صوته، أرسله بحجّة كافية، و موعظة شافية، و دعوة متلافية، أظهر به الشّرايع المجهولة، و قمع به البدع المدخولة، و بيّن به الأحكام المفصولة، فمن يبتغ غير الإسلام دينا تتحقّق شقوته، و تنفصم عروته، و تعظم كبوته، و يكن مآبه إلى الحزن الطّويل، و العذاب الوبيل، و أتوكّل على اللّه توكّل الإنابة إليه، و أسترشده السّبيل