منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٨٢ - الفصل الثاني منه
پس كسى كه استطاعت داشته باشد نزد آن حادثها اين كه حبس نمايد نفس خود را بر طاعت خدا پس بايد كه بكند آنرا پس اگر اطاعت نمائيد مرا پس بدرستى كه من حمل كننده شما هستم إنشاء اللّه بر راه بهشت و اگر چه مىباشد آن راه صاحب مشقّت سخت و چشيدني تلخ، و أمّا فلانة يعنى عايشه خاطئه پس دريافت او را رأى سست زنان و كينه ديرينه كه جوش زد در سينه او مثل ديك جوشنده آهنگران، و اگر خوانده شدى كه فرا گيرد از غير من آنچه كه آورد بسوى من نمىكرد، يعني اگر دعوت مىنمودند او را كه اقدام نمايد در حق غير من بمثل آنچه اقدام كرد در حقّ من از مخالفت و عداوت و خصومت البته اقدام نمىنمود، و با همه اين مر او راست بعد از اين همه قبايح كه از او صادر شد حرمت قديمه او كه در زمان حضرت رسول ٦ داشت و حساب بر پروردگار است.
|
ما كارهاى او بخداوند كار ساز |
بگذاشتيم تا غضب او چه مىكند |
|
الفصل الثاني منه
- سبيل أبلج المنهاج، أنور السّراج، فبالإيمان يستدلّ على الصّالحات، و بالصّالحات يستدلّ على الإيمان، و بالإيمان يعمر العلم، و بالعلم يرهب الموت، و بالموت تختم الدّنيا، و بالدّنيا تحرز الآخرة، و بالقيامة تزلف الجنّة للمتّقين، و تبرز الجحيم للغاوين، و إنّ الخلق لا مقصر لهم عن القيامة، مرقلين في مضمارها إلى الغاية القصوى. منه- قد شخصوا من مستقرّ الأجداث، و صاروا إلى مصائر