رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣٧ - حكومت هاى خود كامه در جهان اسلام
ظالم و احيانا فساق مخمور و عياش و زن باره كه ده ها كنيز و غلامان امرد در قصر هاى آنان بود.
٦- عدم ايجاد مدارس و دانشگاه هاى علوم تجربى تا تمدن اسلامى همانند تمدن غربى همراه با صنعت و تكنالوژى پيش مى رفت و مردم به طبع خود به اسلام روى مى آوردند.
٧- ناديده گرفتن قانون «و امرهم شورى بينهم» تا حكومت هاى مسئول و دانشمند به آراى مردم به وجود مى آمد.
٨- تعصبات مذهبى و قومى كه مستلزم خون ريزى هاى زيادى در بين مسلمانان شد.
٩- انحصار حكومت ها و سلطنت به عرب موجب قيام قوميت هاى ديگر در آسيا و آفريقا، ضرر هاى جبران ناپذيرى به جهان اسلام زد و موجب تلفات اموال زياد و نابودى هزاران مسلمان گرديد؛ و چنانچه انترناسيوناليزم اسلامى بر قرار مى شد خيلى از مشكلات كمرشكن به وجود نمى آمد.
و چنانچه شوراى انقلاب در سراسر كشور اسلامى تشكيل مى شد، هرچند اين قيام ها همه از بين نمى رفت ولى كمتر و محدود مى گشت.
١٠- تربيت دينى و ترويج فرهنگ اسلامى نه تنها از طرف دولت در بين اهالى مناطق آزاد شده و جديد الاسلام ها صور نگرفت كه گاهى از عشق به جمع مال و وضع ماليات بيشتر براى عياشى دربارها و شخصيت هاى فرعونى آنان و وضع اخلاق ضد اسلامى آنان باعث سلب عقايد دينى مردم مى شد، و حتى طبق شهادت بعضى مورخين از مسلمان شدن غير مسلمانان به خاطر كم نشدن جزيه جلوگيرى مى شد.
هيچ گاه تلاش نشد دستگاه تبليغات دينى توسط علماى واقعى و دلسوز به اسلام در سراسر سرزمين اسلامى به وجود بيايد و تقويت شود، چون تقويت