رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٩ - حال زار اروپايشرقى
استالين كه اين طرح را تنها بهانهاى براى تبديل دوباره اروپا به گروه دولت هاى كاپيتاليستى دست نشانده امريكا مى دانست، پيشنهاد را رد كرد و از بقيه دولت هاى اورپايى شرقى هم خواست همينكار را كنند.
تضاد موجود بين وضعيت دريافت كنندگان كمك هاى مارشال و رد كنندگان آن ها به وضوح در برلين ديده مى شد، نيمه غربى شهر تبديل به جزيره كوچكى از ثروت و رفاه كاپيتاليستى در درياى شرق كمونيستى شد، به تدريج براى بسيارى از آلمانى ها اين سوال پيش مى آمد كه چطور در غرب كاپيتاليستى مردم حتى كاغذ توالت هم داشتند، ولى آن ها هنوز از ابتدايى ترين امكانات رفاهى هم محروم بودند؛ كم كم سيل فرار رو به افزايش آلمانى ها به سمت برلين غربى و يا مناطق غربى آلمان آغاز شد.
و همين موضوع سبب ديوار برلين شد كه مردم فقير برلين بلكه اروپايى شرقى، به بربلين غربى و اروپاى غربى ثروتمند، فرار نكنند.
حال زار اروپايشرقى
در اثر قتل و ترور و زندان و اختناق كمونيست ها به دستور استالين تمام كشور هاى اروپايى شرقى و مركزى يكى پس از ديگرى در دام حكومت هاى كمونيستى گرفتار شدند؛ در سال ١٩٤٧، روس ها كومينفورم را كه يكسازمان كمونيستى بين المللى بود، ايجاد كردند و هدف آن نظارت بر اجراى مو به موى اوامرى بود كه به كشور هاى مختلف كمونيستى ابلاغ مى شد. تنها دو كشور در برابر تاكتيك استالين مقاومت كردند:
١- چكسلواكى: چك ها انتخابات دموكراتيك برگزار كردند و كمونيست ها بازنده شدند. چك ها خواهان دريافت كمك هاى مارشال بودند، هرچند استالين به آن ها گفته بود كه وقتى جنگل ها پر از قلوه سنگ شود ديگر نيازى