رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٧ - جهاد افغانستان
بدتر اينكه مجاهدين اين احزاب يا به نظر خود و ياگاهى به سفارش مراكز خود درگيرى هاى متعدد و متناوب بين خود در داخل كشور داشتند كه بسيار به نفع كونيستهاى مزدور شوروى بود.
هم كمونست هاى دولت و هم مجاهدين مسلمان از اختلافات و درگيرى هاى ذات البينى خود به همديگر كمك هاى زيادى كردند!! كه حكايت كننده از فرهنگ ضعيف افغانى ها بود.
البته نبايد فراموش كرد كه همه اين اختلافات و درگيرى ها و جمع و تفريق ها تقصير مستقيم خود كمونست ها و مجاهدين نبود كه مداخلات شوروى ها و كشور هاى همسايه و بعضى از كشور هاى عربى كه كمك هاى جزيى مى كردند نيز آتش افروز معركه بودند.
تفصيل و تحليل مسايل جهاد افغانستان نياز به چندين جزء كتاب دارد.
احزاب جهادى شيعه
٣٨- احزاب جهادى شيعه و مقيم ايران:
١) حزب حركت اسلامى اولين حزب جهادى شيعه كه پس از آمدن اين جانب از دمشق به ايران توسط محصلين علوم دينى افغانى و كارگران افغانى مقيم ايران تشكيل گرديد و در هشت شهر ايران (تهران، مشهد، كرمان، زاهدان، تربت جام، تايباد اصفهان، شيراز و زابل) تدريجا نمايندگى داير نموديم و نيز بعدا در چمن و كويته و اسلام اباد و پشاور و پاراچنار پاكستان نمايندگى هاى حركت اسلامى فعال شد.
دولت ايران نه به ما كمك كرد و نه اجازه رسمى فعاليت داد و نه جلو ما را گرفت و نه ما خواهان اجازه دولت شديم، عمده ترين وظيفه ما جمع پول از كارگران افغانى در ايران و از تاجران افغانى در خارج ايران و داخل كشور و اخذ وجوهات شرعى (خمس كه در مذهب شيعه منبع خوبى براى ترويج دين