رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٤ - ٤٢ - آلمان نازى به رهبرى هيتلر
بعضى از دولت هاى فاتح هم كه حق خود را تلف شده تلقى مى كردند ناراضى بودند؛ آلمان گويا بيشتر از همه ناراضى بود و قصد قيام ديگر را درسر مى پروراند. با پايان جنگ اول گروه هاى مسلح كمونست و ضد كمونست براى قدرت طلبى و بيرون كردن حريف از صحنه، جنگ هاى خيابانى را در برلين به راه انداخته و امنيت را از بين بردند، تا جايى كه دولت جديد جمهورى خواه به شهرىكه امنيت بهترى داشت، منتقل شد.
ركورد اقتصاد جهانى در سال ١٩٢٩ كه از والاستريت آغاز شد و غالب دولت ها به شمول ايالات متحده امريكا از چاره جويى آن عاجز آمدند، قهرا آلمانى ها نيز از اثر آن از پرداخت غرامت جنگى عاجز آمدند و فرانسه حاضر به تعويق انداختن دفع اقساط غرامت نشد، لذا آلمان توليد ذغال سنگ و الماس را در اثر اعتصاب كارگران متوقف كرد و اشغال منطقه صنعتى دور آلمان از طرف فرانسه و بلژيك فايدهاى نكرد كه قيمت مارك آلمانى آن قدر در اين بحران اقتصادى سقوط كرد كه نوشته اند كه قيمت يك فنجان قهوه، يك ميليون مارك شده بود!!
ولى «گوستاو اشترسمن» با مهارت و لياقت خود توانست از راه هاى سياسى و اقتصادى وضع آلمان آن روز را بهبود بخشد.
در سال ١٩٢٣ هيتلر پس از ركود اقتصادى شامل حزبى شد و در آن تغييراتى آورد و نام آن را به حزب «نازى» (مخفف حزب ناسيونال سوسيالست كارگران آلمان) تبديل كرد و در ركود اقتصادى، مردم اعتماد خود را به احزاب سياسى از دست دادند و به طرف تندرو ها متمايل شدند، ولى ثروت مندان از حكومت كمونست ها وحشت داشتند و بدين ترتيب كار هيتلر رونق گرفت و حزب نازى در سال ١٩٣٣ با اكثريت آراء پيروز شدند و روى زد وبند هايى، هيتلر صدر اعظم آلمان شد و در سال ١٩٣٤ وقتى هيندنبرگ رييس جمهور سابق آلمان