رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٥ - رد اشتباه جمعى از نويسندگان
٣- بر فرضىكه نظر موجب علم گردد و مقدور بشر نيز باشد تكليف كردن به آن از جانب خدا قبيح مى باشد.
٤- اگر تكليف مذكور قبيح نباشد خداوند مردم را چنين تكليفى ننموده است.[١]
نويسنده: اين چهار ادعا و آنچه در تثبيت آن ها گفته شده ضرورى البطلان است و نويسندگان آنها در مرض جهل غرق بوده اند.
١- مىگويند نظر موجب تحصيل علم نمىشود مگر ميليون ها يا ميليارد ها انسان كه در كودكى، نوجوانى و جوانى درس مىخوانند و در بزركى كتاب ها را به وسيله فكر و نظر دقت مىكنند علم پيدا نمىكنند هركسى بگويد نه، مسلماً ديوانه است.
٢- اگر تحصيل علم مقدور نبود چه گونه انسان ها علم آموخته اند؟!
٣- تكليف ما به أمر مقدور از جانب خداوند يا هر آمر ما فوق زشت است؟! واقعاً چه ديوانگى.
٤- بلى خداوند ما را أمر ارشادى فرموده است و به طور نمونه كتاب آسمانى مكرراً به نظر كردن أمر فرموده است:
الف) سوره حشر، آيه ١٨.
ب) سوره حج، آيه ١٥.
ت) سوره عبس، آيه ٢٤.
ث) سوره اعراف، آيه ١٨٥.
ج) سوره يوسف، آيه ١٠٩.
د) سوره روم، آيه ٩.
ذ) سوره فاطر، آيه ٤٤.
[١] - معاد، طبع دوم، تأليف غلام حسين ابراهيمى، ص ٢٦٢.