رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٠ - سرنوشت تركيه
بيمار اروپا ياد مى كردند.
بعد از اتمام جنگ اول غربى ها و پيمان تحميلى صلح سال ١٩١٩ كه طبعا به نفع كشور هاى متفقين فاتح رقم خورد و كشور هاى مغلوب كلا يا اكثرا و حتى بعضى از كشور هاى فاتح نيز از قلت نصيب خود ناراضى بودند، و صلح واقعى به وجود نيامد.
تا بعد از جنگ اولى غربى ها، غالبا مستعمرات اروپايى خلافت عثمانى به وسيله زور جنگ از مركز خلافت جدا و در اختيار ديگران قرار گرفت.
قبل از جنگ جهانى اول در سال ١٩٠٨، جمعى از افسران جوان ارتش، قدرت را در قسطنطنيه به دست گرفتند، البته نه به انگيزه دين، بلكه از نظر غرور ملى در صدد اعاده سابق كشور شدند و اين ها توانستند در جنگ اول به قول بعضى از نويسندگان غربى خيلى بهتر از آنچه كه انتظار مىرفت در مقابل دشمن هاى بزرگ خونخوار خود پايدارى نمايند.
در اثناى جنگ اول (١٩١٦) بريتانيا و فرانسه تصميم گرفته بودند امپراتورى عثمانيه را در خارو ميانه بين خود تقسيم كنند و نيز متفقين نقشه تقسيم تركيه را در اروپا در سر داشتند و مطابق پيمان «سيوار» سرزمين هاى ترك ها به دشمن ديرينه آن ها (يونانى ها) واگذار شد و ارمنى هامجوز تشكيل دولت خود مختار خود را از متفقين گرفتند و غرامت هاى جنگى در قالب كاپيتولاسيون بر تركها تحميل شد كه براى آنان تحقير آميز بود. و در ١٩١٩ موافقت نامه سِور بندر تركى اسميرنا به يونانى ها واگذار گرديد.
ولى مصطفى كمال يكى از نظاميان تركيه كه بعد رياست جمهورى جديد تركيه را به دست گرفت و نام خود را «اتاترك» (پدر تركها) گذاشت، برخلاف دولت هاى اروپايى مغلوب كه مرعوب شده بودند، جرئت مخالفت و عدم رضايت خود را از موافقت نامه ١٩١٩، متفقين فاتح اعلان كرد؛ و در سال