رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٥ - كى قراره چه كسى را بكشد؟
مىدادند (؟!) و صاحب بيشترين بخش از ثروت كشور نيز بودند. در سالهاى دههى ٦٠ ميلادى جمعيت مسلمان چنان افزايش سريعى داشت كه تعداد شان به مراتب از مسيحيان بيشتر شد. درسال ١٩٧٠ وقتى سازمان آزادىبخش فلسطين پس از خروج از اردن، پايگاههاى خود را به لبنان منتقل كرد، مسلمانان اين كشور نيز خواهان تغييرات شدند. آنها تغيير قانون اساسى و واگذارى قدرت بيشتر به مسلمانان را مىخواستند. جنبش آزادىبخش فلسطين از مسلمانان حمايت مىكرد و مسيحيان كه نگران عواقب از دست دادن قدرت خود بودند با تقاضاى آنان مخالفت كردند. به اين ترتيب در سال ١٩٧٥، شبه نظاميان مسيحى به اتوبوس حامل فلسطينيان حمله كردند كه به معناى آغاز جنگ بود.
كى قراره چه كسى را بكشد؟
جنگ داخلى لبنان بسيار گيچكننده بود، زيرا بيشتر از يك طرف درگير وجود داشت كه آنها هم مرتب طرف عوض مىكردند:
١- مسيحيان، مسلمانان و دروزىها همه در برابر هم مىجنگيدند، اما نه هميشه: دو دشمن خطرناك ثابت عبارت بودند از مسلمانان پان- عرب كه خواهان يك ابردولت عربى بودند و جنبش راستگراى مسيحيان فالانژ.
٢- سوريه، به هيچ عنوان جنبش آزادىبخش فلسطين را قابل اعتماد نمىدانست و بهشدت نگران استقرار پايگاههاى آنان در مناطق مرزى بود. پس سربازان خود را به حمايت از مسيحيان كه در حال جنگ با فلسطينىها بودند، فرستاد تا فلسطينيان را در جنوب و نزديك مرز اسراييل نگاه دارند كه تهديدى براى سوريه پيش نيايد.
٣- در سال ١٩٧٨، اسراييلىها كه سازمان آزادىبخش فلسطين را در مرزهاى خود نمىخواستند، براى كمك به مسيحيان (كه اگر بهخاطر داشته باشيد در حال جنگ با فلسطينىها بودند) دست به حمله زدند. اين اقدام به معناى همكارى