رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٨ - اگر تلويزيون نشان ندهد، پس حقيقت هم ندارد
راوى و چيزى شبيه به نواى موسيقى مىپرداختند. تماشاچيان كه به قصد ديدن فيلم اصلى به سينما مىرفتند، به اجبار روى صندلى خود مىنشستند و قبل از شروع فيلم تمام آنها را تماشا مىكردند.
از طرف ديگر، تلويزيون قابليت ضبط و پخش برنامههاى استوديويى را داشت، با افراد سرشناس مصاحبه مىكرد و پاسخهاى آنان را نقد مىكرد. بعضى از اين مجريان برنامهها به شخصيتهاى معروفى در حرفهى خود تبديل شدند. برنامههاى ميزگرد و مصاحبه با چهرههاى سرشناس كمك كرد تا اين وسيلهى جديد ارتباط جمعى، هيجانانگيزتر و جسورانهتر بهنظر برسد.
اگر تلويزيون نشان ندهد، پس حقيقت هم ندارد
قبل از رواج تلويزيون مردم تنها با رفتن به سينما يا از طريق مطبوعات در جريان اخبار دنيا قرار مىگرفتند. آنانى كه متعلق به دوران پس از سال ١٩٤٥ بودند اخبار جهان را از تلويزيون تعقيب مىكردند. بعضى از وقايع مهم دنيا در نيمهى دوم قرن بيستم، مثل ترور كندى، جنگ ويتنام، قدم گذاشتن انسان بر ماه يا حملهى تروريستها به بازىهاى المپيك مونيخ همه از تلويزيون پخش شد.
وجود تلويزيون در نيمهى دوم قرن بيستم كمك زيادى به گسترش فرهنگى مشترك در سراسر دنيا كرد. مردم شبيه يكديگر لباس مىپوشيدند، به يك نوع موسيقى گوش مىدادند و در تمام دنيا يك برنامه را تماشا مىكردند. پس مىتوانيم ادعا كنيم كه تلويزيون دنيا را به مكان كوچكترى تبديل كرد. از يك طرف هم گاهى مردم تلويريون را دركم رنگ شدن فرهنگ و روشهاى سنتى زندگى مقصر مىدانستند.
در دو دههى ٨٠ و ٩٠ ميلادى، مجريان تلويريون برنامههاى خود را از طريق ماهوارهها اجرا مى كردند. كانالهاى ماهوارهى تلويزيون به خانههاى مردم دركشورهاى مختلف راه يافتند.