رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١١ - من هم رؤيايى دارم، ولى نه اين رؤيا
مخالفانش در جامعهى اسلام (مالكوم با آنان در افتاده بود) و مارتين لوتركينگ با گلولهى مردى سفيدپوست در متلى در شهر مَمفيس.
يكى از اصلىترين شخصيتهاى الهامبخش براى آفريقايى- آمريكاىهاى دو دههى ٦٠ و ٧٠ ميلادى محمدعلى، با نام زمان تولد كاسيوس كلى، بزرگترين بوكسور تاريخ جهان بود يا حد اقل خودش اين ادعا را داشت. از همان ابتدا اين بوكسور جوان از خود راضى كه مدام در حال تمجيد از خود بود مورد علاقهى آمريكايىها قرار گرفت. او با پيوستن به جامعهى اسلام، نام خود را به محمدعلى تغيير داد و از رفتن به سربازى خوددارى كرد و آمريكاى سفيد آشكارا رنجيد. او از عنوان قهرمانى سنگين وزن خود محروم و روانهى زندان شد، اما بهتدريج با كسب پيروزى در برابر جو فريزر و جورج فورمن و كنفرانسهاى خبرى و رجزخوانىهايش دربارهى له و لورده كردن رقبا در رينگ مسابقه توانست دل آمريكا و دنيا را بهدست آورد. او بعدها قربانى بيمارى پاركينسون شد. او مردى بود كه بيش از هر كس ديگر در تغيير نظر آمريكا نسبت به شهروندان سياهپوست خود نقش داشت. (او چند روز قبل چشم از جهان براى هميشه بست و در وادى خاموشان ثبت نام كرد! برج جوزاى ١٣٩٥ ش).
من هم رؤيايى دارم، ولى نه اين رؤيا
ال. بى. جِى و ويتنام
هيچكس انتظار نداشت كه ليندون جانسون به رياست جمهورى برسد. كندى، اين مرد تگزاسى سرشناس را بهعنوان عاملى براى جلب نظر رأىدهندهگان جنوبى كه احتمالًا ظاهر شمالى و كاتوليك خودش سبب دلسردى آنان مىشد، به معاونت رييسجمهورى انتخاب كرده بود. پس از مرگ كندى، جانسون در هواپيماى جت مخصوص رياست جمهورى، در