رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٠ - غروب خورشيد امپراتورى بريتانيا
سرد عملا پايان يافته بود.
غروب خورشيد امپراتورى بريتانيا
بريتانيايى هميشه طورى وانمود مى كردند كه گويى امپراتورهاى شان تا ابد پابرجا خواهند ماند، (ادعاى اين كه خورشيد امپراتورى شان هيچ گاه غروب نخواهد كرد)؛ اما نشانه هاى تزلزل حتى پيش از جنگ جهانى دوم نيز ديده مى شد. جنبش هاى ناسيوناليستى آسيا و آفريقا در پى كسب استقلال بودند و بريتانيايى ها هم براى ساكت نگاه داشتن آن ها به زور بيشترى متوسل مى شدند. در اين ميان دو كشور آمريكا و ژاپن بيش از همه مايل به برچپيده شدن بساط امپراتورى بريتانيا بودند و هر يك دلايل خود را داشتند.
آمريكايى ها علاقه زياد داشتند كه خود را مردمى تحت استعمار معرفى كنند كه موفق به رهايى از چنگال يك امپراتورى شيطانى در قرن هجده شده اند (در حقيقت خود آن ها بودند كه سرزمين هاى بوميان را تحت استعمار در مى آورند، بگذريم). «فرانكلين روزولت» شديدا مخالف اين امپراتورى ها بود و ميل نداشت «چرچيل» و يا هر شخص ديگرى از جريان جنگ جهانى دوم در جهت ايجاد امكان دوباره براى دستيابى اروپاييان به امپراتورى ها استفاده كند. در سال ١٩٤١ روزولت و چرچيل منشور آتلانتيك را- با تأكيد بر اين كه هدف از جنگ، آزادى تمام ملت هاى جهان بوده است- امضا كردند. چرچيل اميدوار بود كه آزادى تنها نصيب كشور هايى شود كه دراشغال آلمان بودند، ولى روزولت با قاطعيت در پى پايان دادن به عصر امپراتورى اروپاييان بود.
ژاپنى ها عميقا معتقد به امپراتورى بودند، ولى به اين شرط كه همه آن ها تحت حاكميت ژاپن باشند.
در سال ١٩٤٣ «لرد وِيوِل» به سمت نايب السلطنةهندوستان منصوب شد، از