رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٩ - دستت را از كانال من بكش كنار!
سهامداران عمده آن دولت هاى بريتانيا و فرانسه بودند. بريتانيايى هاى كه در دهه ٨٠ قرن نوزدهم ميلادى مصر را تصرف كرده بودند، در سال ١٩٢٢ آن را به عنوان يك پادشاهى مستقل به رسميت شناختند. اما سربازان خود را همچنان در منطقه كانال سوئز نگاه داشتند و نفوذ خود را در قاهره حفظ كردند. مصر پايگاه بسيار مهمى براى بريتانيايى ها در جنگ جهانى دوم و صحنه نبرد العلمين، پيروزى غرور آفرين بريتانيا بر آلمان بود.
در سال ١٩٣٦ سلطان فاروق به سلطنت رسيد؛ او شخص فربه، فاسد و عياش بود كه تنها براى لذت بردن زندگى مى كرد و به هيچ چيز ديگر اهميت نمى داد. در سال ١٩٥٢ افسران ارتش مصر به سركردگى نجيب با كودتاى نظامى او را از سلطنت خلع كردند. و بعدا در سال ١٩٥٤ سرهنگ جمال عبد الناصر به رياست دولت رسيد.
ناصر متوجه شده بود كه مصر كشور فقير، داراى منابع طبيعى اندك و در فراسوى رودخانه ى پر اهميت نيل است؛ او طرح هاى براى ساختن سد عظيم هيدروليكى بر رود نيل در آسوان داشت و براى تحقق بخشيدن به آن تصميم به درخواست كمك هاى مالى از امريكا گرفت، اما هنگامى كه ناصر با هدف عقد قرار داد به گفتگو با دولت چكسلواكى پرداخت- و همه مى دانستند كه اين جريان تنها سرپوشى بود براى اتحاد جماهير شوروى- آمريكايى ها خود را كنار كشيدند، عقد قرار داد با چك ها سبب ايجاد ترديد در آمريكايى ها شد كه آيا ناصر آن قدر كه ادعا مى كرد طرفدار غرب بود؟ پس ناصر به دنبال منبع درآمد ديگرى رفت. او متوجه كانال سوئز شده بود.
دستت را از كانال من بكش كنار!
درآمد كانال سوئز از طريق دريافت عوارض عبور كشتى ها تأمين مى شد، كنترل چنين آب راه مهمى باعث شده بود تا بريتانيا و فرانسه هنوز خود را ابر