رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٦ - ودر راه صلح
ودر راه صلح
در دو دههى ٥٠ و ٦٠ قرن بيستم ميلادى دنيا هر لحظه در انتظار وقوع جنگى هستهى بهسر مىبرد و دانشمندان مصرانه در پى اثبات اين واقعيت بودند كه انرژى هستهاى تنها براى ساختن بمب اتم نيست. انرژى توليد شده مى توانست توان بسيارى از ماشينهاى ديگر را فوق العاده بالا ببرد. توليد نيروى برق در نيروگاههاى عظيم صورت مىگرفت كه با زغالسنگ كار مى كردند و وجود دودكش هاى بزرگ نيز گواه همان بود، قسمت اعظم زغال سنگ استخراج شده در جهان صرف توليد انرژى مورد نياز ژنراتورها و توليد برق مىشد. زغالسنگ مادهى آلوده و كثيفى بود كه استخراج آن نيز كارى پر درد سر و خطرناك محسوب مىشد. انرژى هستهى قادر بود يك نيروگاه را به مراتب با آلودهگى كمتر، كارآمدتر و (با توجه به هدف اصلى بسيارى از دولتها) تنها با صرف كسرى از هزينهها بهكار بيندازد.
پس دو دههى ٥٠ و ٦٠ ميلادى شاهد تأسيس تعداد زيادى راكتور و نيرگاههاى اتمى شدند. بيشتر مردم از اين منبع" پاكيزه" انرژى استقبال كردند.
انرژى هستهاى همراه با مشكل بزرگ توليد مقادير بسيار زياد ضايعات راديواكتيو با نيمه عمر (يعنى مدت زمانى كه طول مىكشد تا نيمى از جرم اوليه واپاشيده شود) صدها سال است. مسلماً اين ضايعات بهشكلى نيستند كه بتوان با روزنامههاى باطله و پوست سيبزمينى در سطل زباله ريخت. ضايعات هستهى بايد در مخازن كاملًا مسدود بتنى و در اعماق زمين دفن شوند، ضمناً كليهى تسهيلات هستهى يا با خطر نشت همراه هستند كه در سال ١٩٧٩ در نيروگاه ترى مايل آيلند واقع در پنسيلوانيا اتفاق افتاد يا انفجارهاى فلاكتبار كه نمونهى از آن در سال ١٩٨٥ در نيروگاه چرنوبيل در اوكراين رخ داد. اين فاجعه به تشكيل جنبشهاى ضدانرژى هستهى از طرف جوانان در دههى ٨٠ ميلادى منجر شد.