رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٩ - گفتگوى تمدن ها
دوره رئيس جمهور ايران بود و يك مرتبه در كابل مهمان آقاى كرزى بود.[١] و من با او آشنا شدم و سپس يك مرتبه در مقر رياست جمهورى او در تهران با او صحبت كردم، و با كمال تواضع از بد رفتارى مسؤلين ايران با من در زمان جهاد افغانستان خود را تبرئه نموده و به من گفت در همان وقت من كتاب هاى شما را خوانده و به شما علاقه داشتم[٢] در سال ١٣٧٦ ش در مجمع عمومى سازمان ملل نظريه گفتگوى تمدن ها را طرح كرد كه در سطح دولت ها مورد قبول وسيعى قرار گرفت.
و بالأخره در مجمع عمومى سازمان ملل در تاريخ ٣/ ٨/ ١٣٧٧ ش به اتفاق اراء پيشنهاد آقاى خاتمى را در مورد نام گذارى سال ٢٠٠١ به عنوان سال گفتگوى تمدن ها تصويب كردند.
بر اساس اين نظريه ملت ها و دولت هاى جهان بر اساس عقلانيت مفاهمهى- نه عقلانيت ابزارى- مىتوانند ديوارهاى بى اعتمادى و عدم تفاهم را از ميان خود بر دارند. ولى آيا دولت هاى بزرگ كه استعمار و استثمار در تار و پود آن ها ريشه دوانيده حاضر به عملى ساختن اين مصوبه خواهند شد؟ جواب منفى آن را هر ناظر صاحب تجربه مىداند.
نگارنده كه در گوشهاى از شهر كوچك و عقب مانده كابل نشسته و از
[١] - او در مهمانى ارگ كابل با اخلاق و ادب خاصى با كرزى صحبت كرد حتى گفت اگر بگويى به سر بر اين ميز مى ايستم و صحبت مىكنم. كرزى خيلى مجذوب اخلاق او شد و بعدها گاهى از او ياد مىكرد و او را تمجيد مىكرد.
[٢] - او به من گفت اگر زمين زراعتى بخريد و يا از دولت كشور خود بگيريد تا حوزه علميه شما در كابل خود كفا شود من مهندسين ايرانى را مى فرستم تا وسايل آب يارى فنى آن را تهيه كنند ولى نه آقاى كرزى- رغم وعده هاى مكرر خود- زمين را به من داد و نه آقاى خاتمى براى كشت آن كمك نمود و حوزه از نظر مالى خود كفا شد. ولى بحمدالله از وجوهات شرعى مؤمنين امروز خود كفا شده است.