رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧١ - حقوق و آزادى هاى زنان
مرد مىدانستند و يا در انسانيت او ترديد داشتند، او از حق ميراث و حتى مالكيت محروم بود!
ولى وقتى آراى زنان در انتخابات معتبر شد و وقتى زنان با مزد كم در كار خانه ها مورد احتياج واقع گرديد، و وقتى زن بدور از حجاب براى مرد ها جالب تر و شرين تر شد، در حق آزادى هاى زن افراط كردند و كا ر به رسوايى كشيد، تا جايى كه هيچ داماد در شب عروسى انتظار بكارت را از زن خود نداشت، بلكه انتظار يك نوع عقب ماندگى به حساب مى آمد.
اين سه عامل- سياسى، اقتضادى و مهمتر از آن ها عامل جنسى- سبب شد كه كرامت و شخصيت انسانى زن در غرب تضعيف گردد.
وقتى فيمنيستى اسير ليبرالزم شد نهاد خوانده، زبان و فرهنگ مورد انكار قرار گرفت و أصل اول بر آزادى عملكرد ها، لذت جوى و رضايت خود محور و حتى هم جنس بازى (لواط و مساحقه) قرار گرفت و نقش همسرى به عنوان محدود كننده تمايلات افراد خانواده بود، مورد بىمهرى قرار گرفت.
آزادى در مسايل جنسى غرب بزرگترين بلاى قرن تمدن منهاى دين و اخلاق را بر مردم وارد ساخت و به گفته بعضى از دانشمندان مغرب زمين، مرض ايدز جان ١٥ ميليون انسان را گرفت و ٤٠ ميليون ديگر را مبتلا ساخت و چون مرض مذكور هنوز لا علاج است، مصابان به مرض ايدز را مىتوان مبتلايان به مرگ تدريجى معرفى كرد. سفليس سالانه جان صدها هزار انسان را مىگيرد[١] امروز (ده دوم قرن بيست و يكم) كشورهاى غربى به فكر علاج فاحشه خانه هاى آزاد افتاده اند و آهسته آهسته قصد اصلاح افراط كارى هايى خود را دارند.
به عبارت ديگر پست مدرن امروز از فيمنيسم به نوعى نقد گرايش هاى ديگر
[١] - آمار طبى مىگويد: سالانه هزاران زن در نتيجه آزادى هاى جنسى به مرض سرطان رحم مىميرند ولى مرد لذت جوى غربى هيچ واهمهى از اين تلفات ندارد.