رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٦ - ١٩٩٣ كودتاى اكتبر
بروند. مردم دعوت او را پذيرفتند و كودتا شكست خورد. يلتسين به قهرمان ملى تبديل شد و پس از مجبور شدن گورباچف به استعفا، خودش رهبرى حكومت را بهدست گرفت.
كودتاى ماه اوت انگيزهى شد براى جمهورىهاى غيرروس درون اتحاد جماهير شوروى تا آنان نيز تقاضاى استقلال كنند. يلتسين با استقلال تمامى اين جمهورىها موافقت كرد وچون ديگر چيزى با عنوان اتحاد جماهير شوروى باقى نمانده بود در ٣١ دسامبر سال ١٩٩١ بهطور رسمى آن را منحل كرد. يلتسين سعى در تاسيس اتحاديه كشورهاى مستقل مشتركالمنافع بهجاى اتحاد جماهير شوروى داشت، اما اين طرح دقيقا همانند دعوت يك فرماندهى گولاگ (اردوگاه كار اجبارى) از زندانيان آزادشدهى آنجا بود كه گاهى سرى به او بزنند و به همين دليل دوام چندانى نياورد.
ايجاد هماهنگى بين اقتصاد كاملا دولتى، شديدا فاسد و ناكارآمد اتحاد جماهير شوروى سابق و اقتصاد مبتنى بر بازار سيستم سرمايهدارى مسلما با هرجومرجهاى ناشى از اعلام قيمتهاى واقعى (در مقابل قيمتهاى" نگران نباش دولت مىپردازد") همراه بود. روبل روسيه ارزش خود را از دست داد، نرخ تورم بهشدت بالا رفت و بهدنبال آن فقر بود وبيكارى. بهنظر مىرسيد روسيه بهسرعت رو به عقب و به سمت اقتصاد پاياپاى مىرود. كمونيستهاى قديمى و روسهاى ملىگرا در ديوان عالى كشور وكنگرهى نمايندگان مردم به اين نتيجه رسيده بودند كه تحمل جايز نيست و يلتسين بايد برود!
١٩٩٣: كودتاى اكتبر
نشانههاى توطئه زمانى هويدا شد كه يلتسين، روتسكوى معاون رييس جمهور را كه مخالف اصلاحات بود از كار بركنار كرد. در پى اعتراض ديوان عالى كشور و كنگرهى نمايندگان مردم، يلتسين مجلس دوما و سنا (هر دو نامهاى