رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٤ - در خاورميانه جا براى هر دوى ما نيست ايران و عراق
بيشتر شدند و عراق به دولتى مشابه دولتهاى اروپايى تبديل شد. غربىها كاملا از اين شرايط خشنود نبودند، زيرا عراقىها نفت را ملى اعلام كردند و به اين ترتيب دست شركتهاى اروپايى از اين صنعت كوتاه شد. در اين ميان ژنرال صدام حسين فرماندهى دولت (فاسدترين و ستمگر كم نظير)، تدريجا صاحب قدرت بيشترى مىشد تا اينكه در سال ١٩٧٩ به رياست جمهورى رسيد. او با ايجاد رعب و وحشت از طريق ارتش، سازمان اطلاعات و اعضاى خانوادهاش حكومت مىكرد. يك بار در يكى از جلسات حزب بعث و در حالى كه در كمال آرامش به سيگار برگ پك مىزد، افرادش تعدادى از نمايندگان را كه زبان به انتقاد از وى گشوده بودند، كشانكشان براى تيرباران بيرون بردند.
صدام حسين قدرت خود را مديون وجود بعضى از غنىترين ذخاير نفت دنيا در كشور بود مى دانست كه قسمت اعظم اين ميدانهاى نفتى يا در كردستان عراق واقع در شمال كشور و يا سرزمينهاى شيعيان در جنوب قرار داشتند. هيچكدام از اين دو گروه تحت رهبرى صدام احساس امنيت نمىكردند و در آرزوى جدايى از عراق بودند. كردها دولت خودمختار مىخواستند و شيعيان خواهان پيوستن به ايران بودند؛ (دروغ آشكار). واكنش صدام صدور فرمان حملهى همهجانبهى ارتش و حتى استفاده از گازهاى سمى بود.
در خاورميانه جا براى هر دوى ما نيست: ايران و عراق
ايران و عراق دقيقا نماد دو كشور متضاد بودند، ايران دولتى كاملا اسلامى داشت و دولت عراق به شدت غيرمذهبى و سكولار بود. در سال ١٩٨٠ عراق با استفاده از شرايط موجود (تشويق سعودى ها و غرب) در ايران، سعى در تصرف