رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٣ - علم الدراية
است.
حديث براى سايل و راوى اول سند ندارد، بلكه امر نامفهوم است، پس سند درحقيقت حديث مدخليت ندارد؛ بلى اعتبار حديث براى آيندگان است چه حديث بدون سند معتبر ميسر نيست. سند عبارت از ذكر نام هاى ناقلين حديث است كه يكى براى ديگرى آن را نقل كرده و اين ناقلين در اصطلاح، «راويان» ناميده مى شوند كه علم پيچيده رجال براى بيان حالات متنوع آنان وضع شده است.
سند بر سه قسم است:
١- سند معتبر كه موجب اعتبار حديث مى شود.
٢- سند مجهول.
٣- سند ضعيف.
٤- حديث بى سند.
در اين سه صورت متن حديث براى دانشمندان بى اعتبار است اگر گفته شود چنين حديثى از رسول اكرم (ص) يا امام يا فلان شخص روايت و يا نقل شده اشكالى ندارد، ولى اگر به خود نبى و يا امام نسبت داده شود كه پيغبر اكرم يا امام اين مطلب را فرموده است، اين نسبت حرام است؛ دليل حرمت آن اين آيه مباركه است: «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ» وقتى جواز اذن نسبت دادن مطلبى محرز نباشد، افتراء بر خداوند است كه قطعا حرام مى باشد، بلكه افتراى بر افراد انسان هم حرام است و افتراء غالبا دروغ است كه به عنوان خود هم حرام مى باشد.
اما چند صورت استثنايى:
اول حديث متواتر كه هرچند راويان مجهول باشند موجب قطع به صدور متن از رسول اكرم يا از امام، يا از افراد صحابه و يا از كس ديگر مى شود.